دلار

امروز که دارم می‌نویسم، روز بعد از افزایش قیمت دلار از حدود ۵۰۰۰ تومان به ۵۸۰۰ تومان هست

این نوشته را قطعا کسی نمی‌خواند. یا اگر بخواند هم هیچ اهمیتی برایش ندارد. نوشته‌ی کسی که هیچ تخصصی در اقتصاد جز اندکی تجربه کسب‌وکار، ندارد. اما می‌نویسم چرا که ممکن است سال‌های بعد برای خودم و خیلی‌های دیگر مهم باشد. اگر روزی تصمیم گرفتم وارد سیاست بشوم

گزینه مطلوب من درباره دلار چیست؟

خیلی‌ها معتقدند دولت باید دلار را ارزان بکند، در حالی که من چنین عقیده‌ای ندارم. ارزان شدن دلار، یارانه به تولیدکننده‌ی خارجی و رانت برای واردکننده از جیب مردم است. ممکن است مردم از سر ناآگاهی، فکر کردن ارزش بالای پول ملی، باعث افزایش اعتبار ایرانیان خواهد شد (و اصولا در ایران، این اعتبار به دلایل مختلف خیلی مهم شده) ولی ارزان شدن دلار هیچ سود واقعی‌ای ندارد

از طرفی دیگر، بعضی اقتصاددان‌ها هم معتقدند، دولت باید دلار را گران کند، چرا که با این کار، به تولیدکننده‌ی داخلی، یارانه می‌دهد. من با این هم مخالفم. به دلایل مختلف، از جمله ساختار بازار در ایران، افزایش قیمت ارز، لزوما به معنای افزایش موجودی جیب تولیدکننده‌ی ایرانی یا سرازیر شدن گردشگر به ایران نخواهد شد.

گزینه‌ی مطلوب من، ثبات نرخ ارز هست

اما یک عده هم معتقدند، دولت باید نرخ ارز را ثابت نگه دارد. من با این نظر هم مخالفم! یعنی چی؟ من هم با کاهش و ارزان‌شدن دلار مخالفم، هم با افزایش قیمت و گران‌شدن دلار مخالفم و هم با ثابت نگه‌داشتن آن؟! بالاتر گفتم من با ثبات نرخ ارز موافقم. بین ثبات و ثابت‌نگه‌داشتن، تقاوت زیادی هست!

دولت باید تا جای ممکن، از ورود به نرخ‌گذاری ارز خودداری کند.

اما مگر دولت می‌تواند از ورود به نرخ‌گذاری ارز خودداری کند؟ خیر! تقریبا اغلب صادرات ما، نفت هست. نفت هم در اختیار دولت هست. بنابراین دولت عرضه‌کننده‌ی عمده ارز در ایران هست و بنابراین هر قیمتی که دولت تعیین کند، مبنای تصمیم‌گیری خیلی‌های دیگر هم خواهد بود. بنابراین امکان ندارد دولت ارز را نرخ‌گذاری نکند. این جدای سیاست‌های عجیب و غریب دولت برای نرخ ارز هست.

به غیر از نرخ، نوع و حجم عرضه‌ی ارز، دولت چه کار دیگری می‌تواند برای نرخ ارز بکند.

خیلی دوست دارم بگم «دولت هیچ‌کاری نباید برای نرخ ارز انجام بدهد» اما همانطور که در عنوان این بند، نوشتم، دولت احتمالی من «تا جای ممکن» در نرخ‌گذاری ارز دخالت نمی‌کند. اما به غیر از موضوع عرضه‌ی ارز، تقریبا تمام عوامل تاثیرگذار در نرخ ارز در اختیار دولت هست. بیایید موارد زیر را مرور کنیم:

  1. مهم‌ترین چیزی که الان باعث افزایش نرخ ارز شده (به نظر من) تهدید ترامپ به خروج از برجام (تا ۲۲ اردیبهشت ۹۷) هست. این موضوع چرا به وجود آمده؟ مشکل نظام ایران با غرب، مشکل بنیادین و پایه‌ای هست که متاسفانه تمام دولت‌ها ازش فرار می‌کنند. در حالی که دولت احتمالی من، قطعا به سمت رفع این مشکل قدم برخواهد داشت. همانند کاری در برجام شد، باید در تمامی زمینه‌های عمده‌ی دیگر. حتی با دیپلماسی قوی‌تر می‌توان با گفتگو با کشورهای اروپایی، تا حدی جلوی تررامپ را گرفت.
  2. گفتگوی مستقیم با ترامپ. فرض کنید من الان رئیس‌جمهور بودم، نه تنها تا به حال چندبار با اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل، گفتگوی رودررو و حتی ملاقات داشتم که با ترامپ هم چنین گفتگویی را داشتم. تاثیر این گفتگوها در کاهش تنش‌ها خیلی خیلی بیشتر از ندیدن‌ها و نشنیدن‌هاست.
  3. اگر من رئیس‌جمهور بودم، مهمترین مواردی که انجام خواهم داد، تعهد به آزادی بیان خواهد بود. خب! آزادی بیان چه ربطی به قیمت دلار دارد؟ من از تمامی تاثیرات این موضوع می‌گذرم و فقط تصور می‌کنم رسانه‌ها، بدون هیچ ترسی، بتوانند به من، به عنوان رئیس‌جمهور، در مورد اقتصاد و فساد، مشاوره بدهند. نتیجه‌ی این کار، اقتصادی قوی‌تر خواهد بود. اقتصادی با بهره‌وری بالاتر و ثبات خیلی خیلی بیشتر. و طبیعتا نرخ ارز ثابت!
  4. عمل‌گرایی. متاسفانه ما در ایران دچار بی‌عملی افراطی شدیم. همه از هم می‌ترسیم و برای حرف زدن از هم، هوایی می‌زنیم. رئیس‌جمهور از رهبر می‌ترسد. رهبر از رئیس‌جمهور می‌ترسد و هر دو از مردم و مردم هم از سپاه و رهبر. خلاصه اوضاع چندان مناسب نیست. حالا شاید تعبیر ترسیدن درست نباشد، در فرهنگ ایرانی بهش می‌گیم «احترام». نتیجه‌ی  همه‌ی این کارها، شده «هیچ‌کاری». هیچ‌کس کاری نمی‌کند. همه از فساد و «برادران قاچاقچی» و «دولت با تفنگ» صحبت می‌کنند، اما کسی کاری نمی‌کند. همه درباره نیاز به حذف یارانه‌های صحبت می‌کنند، اما از ترس رای منفی مردم، مجلس و دولت دوباره این پول را چاپ می‌کنند که هیچ، سود سهام عدالت را هم (به مبلغ توهین‌آمیز ۲۶ هزار تومان) واریز می‌کنند. جالب آنکه خیلی از مردم که یارانه‌ی ۴۵ هزارتومانی و سود سهام عدالت ۲۶ هزارتومانی را، توهین می‌دانند، برای خرج کردن‌ش، برنامه دارند. در دولت احتمالی من جایی برای «فقط صبح را شب کردن» نیست! یا می‌توانیم جلوی فساد بایستیم، جلوی عوام‌گرایی بایستیم که می‌ایستیم و گزارش روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و فصل به فصل و سال به سال منتشر می‌کنیم، یا نمی‌شود که اعلام عمومی می‌کنیم و از مردم، یاری می‌خواهیم. مثلا اگر من به جای روحانی، رئیس‌جمهور بودم، از فروردین ۹۳ یک ریال یارانه پرداخت نمی‌شد. نه تنها یک ریال یارانه پرداخت نمی‌شد که بودجه را پالایش می‌کردم و خیلی از هزینه‌ها و رانت‌ها و رشوه‌های پرداختی دولت را قطع می‌کردم. مطمئنا قطع خیلی از بودجه‌ها، هزینه‌های هنگفتی دارد. استیضاح یکی از هزینه‌هاست. دادگاهی شدن یکی دیگر از هزینه‌هاست. توهین و تحقیر و تهدید که نقل و نبات هزینه‌ها خواهد بود. حتی رهاشدن از سمت مردم هم یکی دیگر از هزینه‌ها خواهد بود. آیا مردم کسی را که نه تنها هرروز، سروصدا و دعوا راه می‌اندازد که حتی یارانه‌ی آنها را هم قطع کرده، همچنان حمایت خواهند کرد؟ آن هم در حالی که هنوز برجامی نیست و تازه رئیس‌جمهور، در سازمان ملل با اوباما، دیدار کرده. نمی‌دانم و جواب این پرسش، مشخص خواهد کرد مردم ایران چقدر به دنبال عزت و پول هستند
  5. جلوگیری از کارهای هزینه‌زا. فرض کنید من رئیس‌جمهور بودم و می‌شنیدم عده‌ای جلوی کنسول‌گری عربستان در مشهد تجمع کرده‌اند. در حالی که در حالت عادی به پلیس دستور می‌دادم به هیچ‌وجه از خشونت علیه مردم معترض استفاده نکند و فقط در زمانی که برخی ممکن است کارهای خلاف قانون عمده (مانند آتش زدن بانک‌ها) را انجام دهند، از زور، صرفا برای جلوگیری از بروز موارد خلاف و در حدی که قانون، اجازه داده (و حتی الزام کرده) استفاده کند، اما در این حالت (تجمع عده‌ای جلوی کنسول‌گری عربستان) به پلیس دستور می‌دادم به هیچ‌وجه اجازه تعرض به کنسول‌گری عربستان داده نشود. این دستور را به صورت عمومی، منتشر می‌کردم و پلیس را مسئول نگهداری از اماکن دیپلماتیک اعلام می‌کردم. به پلیس دستور می‌دادم (بله! به عنوان رئیس‌جمهور، دستور می‌دادم) تا زمانی که تجمع، آسیبی به کسی یا چیزی وارد نکرده و مطابق قانون، در حال انجام هست، تنها از کنسول‌گری حفاظت کند و اجازه ندهد آب در دل حاضرین در کنسول‌گری تکان بخورد. وظیفه‌ی انتقال امن افراد به بیرون از ساختمان را فراهم کند. اما در صورتی که کسی قصد آسیب زدن به کنسولگری را داشت، با وی، قانونی، برخورد و بازداشت کنند. حتی بعد از حمله، شخصا به محل کنسول‌گری می‌روم و در صورت امکان، از کنسول، دلجویی می‌کنم (یا دستکم، وزیر خارجه را می‌فرستم). از عربستان، به صورت رسمی، عذرخواهی می‌کنم و دستور برخورد قضایی با پلیس و متجاوزان را خواهم داد (بله! به عنوان رئیس‌جمهور، دستور خواهم داد). البته که به هیچ‌وجه نگران حمله امثال روزنامه‌ی کیهان نخواهم بود. همین کار می‌تواند جلوی گستردگی بیشتر شکاف بین ایران و عربستان را بگیرد و نتیجه‌ی آن را در قیمت امروز دلار شاهد خواهیم بود.
  6. تعیین میزان تعدادی فروش ارز نفتی در بازار آزاد (و نه قیمت آن) در بودجه سالانه، کمک می‌کند بازار بداند اوضاع چطور است. این کار را پس از مشورت با کارشناسان، احتمالا انجام خواهد داد
  7. تا زمانی‌که مشکلات در روابط بین ایران و آمریکا، حل نشود، حتی با هزینه‌ی زیاد، ارز دریافتی از مشتریان نفت را به صورت یورو باید نگه‌داری کنیم. الان بیشتر از ۱۰ ساله که می‌شنویم قرار است پایه‌ی ارزی در ایران به جای دلار، یورو باشد. هیچ نظری نسبت به خوب یا بد بودن آن ندارم. اما تعلل درباره آن را اصلا و ابدا خوب یا حتی خنثی، تلقی نمی‌کنم. باید این موضوع تعیین‌تکلیف شود. اگر من رئیس‌جمهور باشم، این موضوع در اسرع وقت، تعیین‌تکلیف می‌شود

فهرست کارهایی که باید یک رئیس‌جمهور انجام بدهد خیلی بیشتر از اینهاست ولی چه کنم که وقت کم است و کار زیاد و البته من مسئولیت و توانی برای انجام این موارد را ندارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>