بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

با کرونا چه کنیم؟

کرونا شش ماهی‌ست که برروی زندگی ما و همه، مانند بختک افتاده و مانع انجام تقریبا هر کاری شده است. تلاش‌های دولت‌های مختلف برای مواجهه با این ویروس با نتیجه‌ای نامعلوم همچنان ادامه داره. راهکارهای فراوانی هم براش پیشنهاد شده:

  • ایمنی گله‌ای؛ به این معنا که بخش زیادی از جمعیت به این ویرویس مبتلا شوند تا سیستم ایمنی بدن هر کس پادتن‌های متناسب رو تولید و ویروس رو در بدو ورود از بین ببره
  • قرنطینه‌ی شدید به نحوی که سرعت انتقال ویروس تا زمانی کشف واکسن و داروی کرونا را به شدت کم کند

این دو راهکار توسط دولت‌های مختلف ارائه شد. البته هر هیچ کشوری راهکارها به طور کامل و دقیق اجرا نشد بلکه در اغلب کشورها یک راهکار به عنوان روش اصلی انتخاب و راهکار دوم در کنار اولی رخ داد.

ایراد هر کدام ازین راهکارها چیست؟

  • ایمنی گله‌ای؛ آنطور که از اظهارات متخصصان برمی‌آید، در این روش دستکم باید ۶۰ تا ۷۰٪ جامعه به این ویروس مبتلا شوند تا اثرات ویروس کرونا همانند یک بیماری عادی شود. این روش مشکلات فراوانی را ایجاد کرد مانند:
    • افزایش ناگهانی، شدید و غیر قابل کنترل بیماران و متوفیان کرونا. اثر این ویروس آنچنان شدید بود که یکی از بهترین سیستم‌های درمانی دنیا، یعنی انگستان را از پا درآورد و نخست‌وزیر این کشور را راهی آی‌سی‌یو کرد. آنقدر موج کرونا شدید بود که منجر به تغییر رسمی سیاست انگلستان از ایمنی گله‌ای به قرنطینه شد
  • سیستم قرنطینه؛ در این روش افراد به طور کامل از رودررو شدن با بقیه منع می‌شوند مگر افرادی خاص با شرایط خاص. در این روش که در کشورهای مختلف و به مدت دستکم ۳ ماه اجرا شد، اگرچه آمار مبتلایان به کرونا به شدت کم شد (مانند ایتالیا و اسپانیا که تعداد کشتگان کرونایی از بالای هزار نفر در روز به زیر ۱۰۰ نفر کاهش یافت) اما در عمل اقتصادشان با رشد منفی روبرو شد و امکان اجرای قرنطینه در طولانی مدت را گرفت. به جز دولت آمریکا که به پشتوانه‌ی دلار و از جیب همه‌ی جهان، خرج می‌کند، سایر کشورها بودجه‌ای محدود دارند و امکان ادامه‌ی قرنطینه در طولانی‌مدت را ندارند.

در این میان هر دو راهکار با بروز موج جدید کرونا و افزایش تلفات در هفته‌های اخیر زیر سوال رفته‌اند. حال راهکار چیست؟

جواب به این سوال به قول انگلیسی‌ها میلیون دلاری (که در اینجا صحبت از هزارها میلیارد دلار است)، بسیار سخت است چرا که اولا اطلاعات ما ازین ویروس علیرغم همه‌ی تلاش‌ها به شدت کم است و ثانیا معلوم نیست واقعا ایمنی گله‌ای رخ می‌دهد؟ (در فاز جدید کرونا نوع جدیدی از ویروس با قدرت بیشتر مشاهده شده) معلوم نیست چه زمانی واکسن تولید شود و تاثیر آن چقدر باشد. در مورد به خصوص ایران، حتی نمی‌دانیم چه مدت بعد از تولید واکسن (فرضا موفق) به دلیل تحریم‌ها به ایران برسد. از طرفی دیگر کمر اقتصاد زیر فشار قرنطینه شکسته شده، رشد اقتصادی دنیا رسما و برای اولین بار در قرن جدید منفی شده. در مورد ایران تحریم‌ها هم مزید بر علت شده و نه تنها اقتصاد ضعیف‌تر از همه‌ی دنیاست که امکان خرید داروها و ابزارهای درمان کرونا نیست.

دولت چه باید بکند

تولید واکسن کرونا در بهترین برآوردها، حداقل تا پایان سال میلادی طول می‌کشد. زندگی با کرونا یک واقعیت شده و باید آن را بپذیریم. از طرفی دیگر در ایران امکان ایجاد قرنطینه‌ی کامل نیست، چرا که نه تنها اقتصاد تحت تحریم و ضعیف است بلکه بدنه‌ی مدیریت کشور عملا ناتوان و ناکارمد شده. اما بیایید فرض کنیم بشود کارهای زیر را کرد:

  • دولت و شهرداری‌ها باید ماسک را برای همه به صورت رایگان تامین کند. به هر کد ملی یک بسته ماسک داده شود، راهکارها و ابزار تولید ماسک از شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و مجازی، آموزش داده شود، در اماکن پرتردد ماسک به رایگان یا با هزینه‌ی بسیار کم (یا کسر هزینه از یارانه‌ی فرد) توزیع شود و … به نحوی که همگان دسترسی ارزان و آسان به ماسک داشته باشند و بهانه‌ای برای این منظور نباشد.
  • دولت استفاده از ماسک را در اماکن عمومی، مراکز خرید و … «واقعا» الزامی کند. کارزار دولت در همین هفته‌های گذشته توانسته درصد استفاده از ماسک را از ۲۰٪ به ۵۰٪ برساند. برای این منظور پلیس هر کسی را که ماسک نداشته باشد، موقتا بازداشت کرده و با تعهد به استفاده از ماسک آزاد کند. همچنین اگر بار دیگر افراد بدون ماسک تردد کردند، آنها را با مبلغی حدود ۲ میلیون تومان جریمه کند و مجبور کند با مبلغ جریمه، ماسک تهیه و در اماکن تعیین‌شده، توزیع کند.
  • دولت و شهرداری‌ها باید محلول‌های ضدعفونی کننده را در تمامی اماکن پرتردد مانند اتوبوس‌ها، مترو، فرودگاه‌ها، بازارها، صف‌ها، پارک‌ها و … قرار دهند (ابزارهای متناسب باید در تیراژ بالا طراحی و توزیع گردد مانند ابزارهایی که با پدال، باعث افشان‌شدن محلول ضدعفونی‌کننده می‌شود)
  • دولت باید با تمام ظرفیت، سرعت اینترنت را افزایش دهد، استفاده از پهنای باند صداوسیما، نصب سریع و فوری فیبرهای نوری، نصب آنتن‌های وای‌فای شهری در ابعاد وسیع (برای دسترسی رایگان به شبکه‌ی ملی اطلاعات) تا به این صورت تمامی کارمندانی که می‌توانند، چه شرکت‌های خصوصی چه دولتی، دورکاری کنند.
  • استفاده از شبکه‌ی ملی اطلاعات برای اپ‌های دورکاری را رایگان کند به نحوی که کارمندان مجبور نشوند برای انجام کارها از خانه، هزینه‌ی اضافی بپردازند.
  • دولت باید به سرعت تمامی پرسشنامه‌ها و کارهایی که سازمان‌های دولتی می‌توانند به صورت آنلاین ارائه دهند را با سرعت هر چه بیشتر در اینترنت (یا شبکه‌ی ملی اطلاعات) قرار دهد تا مردم نیازی به مراجعه‌ی حضوری نداشته باشند
  • مجلس با تصویب قوانین مرتبط نیاز به حضور را کم کند، مثلا امکان مراجعه آنلاین به ادارات مختلف، دادگاه‌ها، گمرک، بیمه، مالیات و … را طبق قانون فراهم کند
  • کارهای غیر ضروری مانند کنسرت، سینما و … به صورت موقت تعطیل شوند و کارمندان‌شان با حقوق حداقلی دولت تامین شوند.
  • پلیس از تشکیل تحمعات جلوگیری کند
  • هر فرد ورودی از مرزها به مدت لازم قرنطینه شود و تنها در صورت اطمینان از سالم بودن، امکان ورود به کشور را داشته باشد.

اگر امور بالا انجام شوند از تردد در سطح شهرها کاسته می‌شود، با اجباری شدن ماسک، امکان انتقال ویروس به شدت کاهش می‌یابد، همه‌ی این کارها باعث می‌شود علیرغم انجام اغلب کارهای مردم، کرونا تلفات بالایی نگیرد و تعداد بیشتری از مردم تا زمان تولید واکسن زنده بمانند

نماد اعتماد الکترونیکی، یا اسطوره بی‌اعتمادی الکترونیکی!

نماد اعتماد الکترونیکی یا نماد بی اعتمادی؟

این مطلب ۱۸ تیر ۱۳۹۴ نوشته شده

چند سالی می شود که فروش اینترنتی در ایران رایج شده است و سالانه صدها میلیارد تومان روی بستر اینترنت خرید و فروش انجام می شود. وجود هزاران سایت که انواع و اقسام چیزها را می فروشند، به خاطر میلیون ها خریدار است. در این میان و در حالی که تقریبا همه چیز درست کار می کند، باز هم رد پای دخالت های دولتی پر رنگ شده است و دولت قصد دارد به هر نحوی که شده در این زمینه اعلام حضور کند، از ترکیب کردن تمام دروازه های پرداخت ذیل سایت شاپرک بگیرید تا سایت نماد اعتماد الکترونیک

توجیه ها بسیار زیبا و باور پذیر هستند، ما می خواهیم کاری کنیم که مردم به خرید اینترنتی اعتماد کنند!

این مقدمه طولانی را برای این نوشتم تا مشخص کنم درباره چه چیزی می خواهم صحبت کنم، چند سالی می شود وزارت صنایع و معادن، اعلام کرده است سایت های فروش اینترنتی باید نماد اعتماد الکترونیک داشته باشند، چرا که به این صورت خریداران می توانند به فروشنده اعتماد کنند و مطمئن باشند فروشنده، کلاهبردار نیست

اما چرا با این کار مخالفم؟

من دلایل زیادی برای مخالفت با این سیستم دارم

  1. در هیچ یک از کشورهای پیشرفته دنیا که خرید و فروش آنلاین بسیار بسیار و بسیار شما چیزی به عنوان نماد اعتماد الکترونیک نمی بینید. قبل تر ها، فروشندگان اینترنتی می توانند از بعضی سایتها و شرکت های خصوصی مورد اعتماد، تراست بگیرند، اما هیچ الزامی برای این کار وجود نداشت.
  2. شیوه کنونی احراز هویت برای سایت های فروشنده، آنقدر پیش پا افتاده است که به راحتی می توان نماد اعتماد را گرفت، تایید یک شماره تلفن ثابت، یک شماره موبایل و یک نشانی زیاد سخت نیست! آن هم برای ما ایرانی ها که با توجه به تحریم های اینترنتی دو طرفه و محروم از خدمات مالی آنلاین بین المللی، در زمینه دور زدن تحریم ها، خبره شده ایم. برای مثال نگارنده برای سالها از سایتی خرید می کرد که فقط به شهروندان آمریکا و کانادا خدمات ارائه می داد و به همین شیوه با تایید شماره و آدرس مشتریانش را تایید می کرد!
  3. با مراجعه به سایت نماد اعتماد الکترونیکی و مشاهده تصویر زیر، تمام آنچه در ذهن خودم درباره اعتماد در فضای وب داشتم به هم ریخت:

پروتکل رتباط امن (Http SSL یا همان Https) به نحوی طراحی شده که مرورگرها فقط به سایتهایی اعتماد کنند که گواهینامه آنها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم درون آنها قرار داده شده است. این در حالی است که سایت نماد اعتماد الکترونیک از کاربر می خواهد گواهینامه دیجیتال آنها را نصب کنند! این درخواست، مانند درخواست شاه کلید ورود به گاوصندوق بانک است! مثل این است که بگویید «باشه، لازم نیست کلیدتون رو به من بدین، به جاش بیایید و تمام قفلهایتان را طوری بسازید که با کلید من باز بشود»!!!

توصیه من به تمام خوانندگان عزیز این مطلب، نصب نکردن این برنامه است، این برنامه می تواند مخرب باشد و نه تنها ارتباط شما را امن نمی کند، بلکه می تواند اندک امنیتی را که برخی سایت های بین المللی از طریق گواهینامه های دیجیتال برقرار کرده اند، از بین ببرد

کاش و ای کاش، این سایت نیز همانند سایر سایتهای دولتی، فقط از گواهینامه خودساخته غیر معتبر استفاده می کرد، همان گواهینامه هایی که مرورگرها به آن گیر می دهند و از کاربر نمیخواست این گواهینامه نامعتبر را نصب کنند

این موضوع دلیل دیگری است برای عدم اعتماد به نماد اعتماد الکترونیک

  • سایت هایی که نماد اعتماد الکترونیک دریافت کرده اند، باید متنی را در سایت خود قرار دهند که نشان می دهد تمام کالاها مطابق قوانین ایران است. سوال من از طراحی این جمله اینست: مگر حالت دیگری را می توان تصور کرد؟ مگر قرار بود جز این باشد؟
  • علاوه بر متن بالا، سایت ها باید کدی را در صفحه اول خود قرار دهند تا نماد اعتماد الکترونیک به کاربران نشان داده شود، بازهم برای من سوالی که به وجود می آید اینست؛ چطور سایتی که خود ناتوان از تهیه گواهینامه چند دلاری امنیت دیجیتال است، می خواهد مرجع اعتماد دیگران باشد؟ برای من بسیار ساده است این کد را در سایت خود قرار دهم و سپس به جای دیگری لینک بدهم تا من را تایید کند!
  • انتقاد دیگری که به این سایت دارم، هزینه های هنگفت و کارآیی بسیار پایین است. سایت () به نمایندگی از سایت نماد اعتماد الکترونیک، ۳۵ هزار تومان از مدیر سایت می گیرد تا شماره تلفن، شماره موبایل و نشانی فیزیکی فروشگاه را تایید کند. اگر هزینه یک پیامک را ۱۵۰ ریال، هزینه یک تماس تلفنی چند ثانیه را ۵۰۰ ریال و هزینه یک بسته پستی را ۵۰٫۰۰۰ ریال در نظر بگیریم، می فهمیم برای تایید نشانی، موبایل و تلفن ثابت حداکثر ۵۰٫۶۵۰ ریال لازم است نه ۳۵۰٫۰۰۰! همه اینها در حالی است که این سایت حتی هزینه پیامک و تماس تلفنی را نیز به دوش مدیر فروشگاه انداخته است و خود مدیر فروشگاه باید در یک حرکت جالب خودش اقدام به ارسال پیامک و تماس تلفنی بکند تا مبادا هزینه ای بر دوش….. بیفتد. تنها هزینه ای که بر دوش سایت ….. است، ارسال پاکت پستی برای تایید نشانی فیزیکی است. آنهم در زمان ارسال تهدید می کند در صورتی که نیاز به ارسال مجدد پاکت تایید باشد، باید مبلغی بیشتر از ۸۰۰۰ تومان پرداخته شود!!!!

همه اینها که گفتم هر کدام به تنهایی می تواند دلیلی برای قطع این سیستم ناکارآمد و ضعیف باشد، طراحی این سایت به اندازه ای گنگ و اشتباه است که بدون شک باید مدتها در آن سرگردان باشید تا بتوانید برای فروشگاه اینترنتی خود نماد اعتماد بگیرید.

اگر دروازه های اینترنتی، فروشگاه های آنلاین را مجبور به دریافت نماد اعتماد نمی کردند، قطعا هیچ کس، نیاز به دریافت نماد اعتماد را نمی دید

چرا با گران شدن بنزین مخالفم؟ و چرا با آزاد شدن قیمت بنزین موافق؟

به گمانم در عنوان مطلب، مشخصا تمام حرفم را زدم.

(پیش‌نویس اولیه)  امروز از ساعت ۰ بامداد قیمت بنزین در ایران از ۱۰۰۰ تومان به ازای هر لیتر به ۱۵۰۰ تومان برای بنزین سهمیه‌ای و ۳۰۰۰ تومان برای بنزین آزاد افزایش یافت. اما من با افزایش قیمت بنزین مخالفم.

چرا با افزایش قیمت بنزین مخالفم؟

این افزایش قیمت همچنان همان مشکلی که سالهای سال است که وجود دارد را تکرار می‌کند. این مشکل یکی از پایه‌ای‌ترین ایرادان اقتصاد ایران است. «تعیین قیمت دولتی» بلایی است که بر سر اقتصاد چندصدساله‌ی آزاد ایران آمده. وقتی قیمت بنزین را دولت تعیین می‌کند در واقع بزرگترین و پولدارترین و عظیم‌ترین بنگاه اقتصادی کشور سیاست‌های واقعی‌اش را اعلام می‌کند. این سیاست‌ها تمام بازیگران دیگر را مجبور به واکنش می‌کند. تعیین قیمت بنزین یعنی پذیرش یک فاز دیگر از افزایش قیمت همه‌چیز. یعنی دولت مجبور می‌شود یکبار دیگر سیاست شکست‌خورده‌ی تعیین قیمت برای همه چیز را تکرار کند از گوشت و سبزی تا لاستیک و پوشک، از نان و پنیر تا قیمت عینک. همه‌چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مردم، بنگاه‌های اقتصادی و حتی خیلی از بازرگانان غیر ایرانی هم خودشان را برای استفاده‌ی حداکثری یا فشار حداقلی این سیاست تطبیق می‌دهند.

در نتیجه دولت به هیچ وجه نباید برای بنزین قیمت تعیین کند.

چرا با آزادسازی قیمت بنزین موافقم؟

وقتی بنزین هم یک کالا مثل سایر کالاها باشد تغییرات قیمت آن، تاثیری مانند تغییرات قیمت سایر کالاها خواهد داشت. گران شدن یا ارزان شدنش از نگاه مردم و بازرگانان سیاست دولت تعبیر نمی‌شود و سفره‌ای دیده نمی‌شود که همه خواهان بهره‌مندی از آن شوند. بلکه هرکس به میزان نیازش از آن استفاده می‌کند و البته بهایش را هم پرداخت می‌کند.

آیا آزادسازی قیمت بنزین ممکن است؟

جواب ساده‌ی من «نه» است. دولت در ایران چه احمدی‌نژاد چه روحانی چه حتی خاتمی، می‌ترسد تصمیمات اساسی بگیرد. بهترین طرح را دولت خاتمی داشت، افزایش پلکانی قیمت بنزین! که باز هم تعیین قیمت توسط دولت بود.

دولت‌ها در ایران علاوه بر ترس از تصمیم‌گیری، مخصوصا تصمیمات بزرگ و مهم اقتصادی، توانایی انجام چنین کاری را هم ندارند. دولتی که بهترین نیروهایش را کنار می‌گذارد و از تمامی عقلا و متخصصین جامعه استفاده نمی‌کند توانایی گرفتن و انجام تصمیمات بزرگ اقتصادی را ندارد

پس چه باید کرد؟

به زبان ساده، قبل از دولت، مردم باید تصمیم بگیرند به زندگی کج دار و مریز کنونی می‌خواهند ادامه بدهند یا می‌خواهند هزینه‌ی واقعی زندگی را به جای جیب همگانی از جیب شحصی بپردازند و البته که زندگی بهتری داشته باشند. اگر مردم چنین تصمیمی را بگیرند باید دولتی بر سر کار بیاید که تصمیمات بزرگ را همان اول بگیرد. آزادسازی قیمت بنزین یک تصمیم بزرگ اقتصادی‌ست که مخالفان زیادی دارد. بخشی از مردم نه تنها بنزین ارزان را حق خود می‌دانند که معتقدند دولت باید قیمت بنزین را کمتر هم بکند چرا که ایران برروی ذخایر عظیم نفت است. بخشی دیگر اما، معتقدند دولت پول حاصل از گران کردن بنزین را خرج خوشگذرانی خودش می‌کند و بنابراین چه بهتر که ما آن را بسوزانیم تا لبنانی‌ها و عراقی‌ها و … (صرف نظر از درستی این موضوع) بخش دیگری از مردم اما به بازار آزاد معتقدند (که سنت همیشگی ایران بوده)

برای رفع این مشکل باید مردم تصمیم خود را بگیرند. سیاست فعلی در ایران عمدتا برروی خواسته‌های دو گروه اول و دوم چرخیده و علیرغم اینکه گران کردن بنزین به نام گروه سوم نوشته می‌شود اما هیچ نزدیکی به تفکرات گروه سوم ندارد.

مردم چطور تصمیم خود را می‌گیرند؟

فرض کنید بدون نظارت احمقانه‌ی شورای نگهبان، همه‌ی ایده‌ها بتوانند در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شرکت کنند. اگر فردی وارد انتخابات شد و حرف از آزادسازی قیمت بنزین زد و مردم هم به او رای دادند، تصمیم جمعی گرفته شده است

آیا به صرف گرفتن تصمیم جمعی برای آزادسازی قیمت بنزین، این کار انجام می‌شود؟

خیر! دولت باید این تصمیمات بزرگ را با مردم بگیرد و به گونه‌ای بگیرد که کمترین فشاری به اقشار آسیب‌پذیر وارد نشود. پیشنهاد من اینست که دولت باید ابتدا پایگاه‌داده‌ی وسیعی از اطلاعات درآمدی و هزینه‌ای تک‌تک افراد جامعه ایجاد کند به نحوی که مشخص بشود چه کسانی نیازمندند و چه کسانی توانگر، چه کسانی شغل دارند، چه کسانی نیاز به آموزش برای شغل دارند و چه کسانی نمی‌توانند کار کنند. هر کس چقدر نیاز دارد و به این ترتیب دولت باید بسته به توانش (و نه با چاپ پول) سطح حداقل رفاه را فراهم کند. حداقلی از خوراک، پوشاک، مسکن. (سطح اول هرم مازلو و البته با وجود این ۳ مورد مردم مشکل جنسی، نیاز چهارم سطح اول مازلو را خود برطرف می‌کنند) مسکن اعطایی نباید تملیکی یا حتی اجاره‌ی طولانی مدت باشد، خدمات اعطایی نباید به صورت یک‌طرفه باشد بلکه باید افراد برای احراز شغل آموزش ببینند. (مگر افرادی که توانایی کار ندارند)

وقتی دولت پایگاه‌داده را ایجاد کرد براساس اطلاعات پایگاه داده باید نسبت به آزادسازی پلکانی قیمت بنزین و همزمان گستردن چتر رفاه حداقلی برروی نیازمندان (خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و درمان) اقدام کند.

افزایش پلکانی قیمت بنزین، به صورت کاهش سهم دولت از قیمت بنزین آزاد عرضه شده به صورت دوره‌ای (سالیانه یا ماهانه) است

نماد الکترونیکی!

مطلب رو ۵ سال پیش نوشتم 😆

  • این چه نمادی است که فاقد گواهینامه معتبر است؟
  • در متن نماد نوشته شده دقت کنید نشانی با http://www.enamd.ir آغاز بشود! پس امنیتش کو؟ اینطوری که هر آدم یک کمی کاربلد می تونه به راحتی کاربر رو فریب بده!
  • برای ثبت نام در این نماد تقریبا باید از نمرات ابتدایی تا دانشگاه، از شماره اس ام اس های خصوصی تا تصویر شناسنامه مادر و همسر خود را بگذارید!
  • این وبسایت فقط به افراد تا ۱۰ سال خدمات ارائه می کند چون برای انتخاب تاریخ تولد فقط تا ۱۰ سال قبل سالها را نشان می دهد

اندروید، آیفون و ویندوز فون، جدالی بر سر همه چیز

این مطلب رو ۵ سال پیش نوشته‌ام😁

این روزها، همه جا صحبت از نسخه جدید سیستم عامل آیفون، یعنی iOS 8 هست. آی او اس ۸، ویژگی های بسیار جالبی دارد که محل مناقشه جدید طرفداران اندروید و آیفون شده. بسیاری از ویژگی های نسخه جدید ios از ویژگی های اندروید برداشت شده اند، مثلا ارتباط بین برنامه ها، اعلانات تعاملی، صفحه کلید های غیر اپلی، دسترسی صوتی به دستیار صوتی و …

طرفداران اندروید معتقدند اپل این ویژگی ها را از اندروید کش رفته و بنابراین اپل مقلد است، در حالی که طرفداران اپل معتقدند، اندروید کلا کپی ناشیانه ای از iOS هست. هر دو تا حدودی درست می گویند، قطعا اگر iOS نبود، اندروید همچنان برای گوشی هایی عرضه می شد که قابلیت لمس نداشتند، همچنان صفحه کلید های فیزیکی نقطه تفاوت گوشی ها بودند و بسیاری چیز های دیگر، از طرف دیگر اگر اندرود نبود، همچنان کار کردن با iOS بسیار سخت می بود، نه اعلانی بود، نه کپی پیستی و برای روشن خاموش کردن وای فای، باید چندین لمس انجام می دادیم تا به تنظیمات سخت iOS وارد شویم. در حالی که الان تنها با انجام یک حرکت ساده در آیفون می توان بسیاری تنظیمات را انجام داد.

اما اینکه چه ویژگی ای توسط چه کسی ابداع شده برای کاربر کنونی اهمیتی ندارد، بلکه برای کاربر راحتی استفاده از دستگاه بسیار مهم تر است. هر کدام از گوشی های اندرویدی و آیفون دارای ویژگی هایی هستند که آن را متمایز می کند. در زیر چند تا از این ویژگی ها را بررسی می کنیم:

  • سادگی کار
    اپل گوشی هایی می سازد تا کاربران از آن استفاده کنند، بنابراین هیچگاه در تبلیغات اپل صحبتی از سرعت پردازنده، میزان رم و نوع آن، تعداد پیکسل های صفحه نمایش و موضوعات فنی دیگر نمی شود، همه اطلاعات به نحوی بیان می شود که کاربر به سادگی بتواند بفهمد گوشی جدید چقدر با قبلی فرق می کند، مثلا گفته می شود آیفون ۵ دو برابر سریعتر از آیفون ۴S است. اما بر عکس در گوشی های اندرویدی همیشه صحبت از گیگاهرتز و مگاپیکلس و پی پی آی و گیگابایت و … است
  • افت سرعت
    سیستم عامل اندروید اگرچه ویژگی های فراروانی را به دنیا معرفی کرده است، اما اغلب در موضوعات پایه ای تر به مشکل می خورد، مثلا با افزایش عمر گوشی، سرعت آن افت می کند، گوشی ای که تا چند ماه پیش به راحتی فهرست دفترچه تلفن را می آورده، هم اکنون در بارگذاری آن کند می شود، نرم افزارها به شدت کند اجرا می شوند، ظرفیت گوشی به سرعت کاهش می یابد و فایل هایی که معلوم نیست کجا ایجاد می شوند و کجا پاک می شوند، جایی برای عکس های جدید نمی گذارند. در یک کلام اندروید برای یکسال اول خوب کار می کند و بعد از یکسال کند می شود. اما آی او اس برخلاف اندروید طی چند سال واقعا بدون مشکل سرعت کار می کند.
  • کاربرد پذیری‌های جدید
    آی او اس سیستم عاملی بسته است، شما نمی‌توانید برنامه‌ای بنویسید که اس ام اس دریافت کند، همچنین دسترسی‌ها به بخش‌های مختلف به شدت کنترل می‌شود و حتی برنامه‌های تولید کنندگان معتبر هم نمی‌توانند خیلی کارها را انجام دهند، اپل حق نصب نرم‌افزار و تغییرات را فقط برای برنامه‌های خودش قائل می‌شود و برای همین هست که بسیاری از ویژگی های مهم آی او اس برای کاربران اندروید موضوع بی اهمیتی محسوب می شود، مثلا ایجاد میانبر برای شروع خاموش کردن VPN. یا دیدن اس ام اس های جدید به صورت Popup (این ویژگی در آی او اس معرفی شده است در صورتی که برای کاربران اندروید این موضوع اصلا مهم نیست چرا که برنامه های زیادی این ویژگی را برای کاربران فراهم می کنند) اندروید در اینجا می درخشد، تقریبا کاری نیست که نتوانید در اندروید انجام بدهید، شما می‌توانید برنامه مدیریت اس ام اس ها را عوض کنید، برنامه تنظیمات جدیدی نصب کنید، برنامه ها را به هم وصل کنید (که تازه اکنون در نسل جدید iOS8 به صورت محدود اضافه شده است) برنامه ها می توانند میانبر درست کنند، می توانند روی دیگر برنامه ها اجرا شوند (چه کسی تا به حال پیام رسان فوق العاده فیس بوک برای اندروید را ندیده است که به صورتی بسیار زییا، برروی دیگر برنامه های در حال اجرا، به شما امکان مکالمه با دوستان فیسبوکی را می دهد؟) و …. از این جهت اندروید نمره قابل قبولی می گیرد
  • امنیت
    در زمینه امنیت نه اندروید و نه آیفون، هیچکدام نمره قابل قبولی نمی گیرن، اندروید زمان نصب نرم افزارها به شما فهرستی طولانی از مجوزهای مورد نیاز را نشان می دهد که کاربران هیچ وقت آن را نمی خوانند و حتی اگر هم بخوانند نمی توانند تعیین کنند برنامه از کدام ویژگی استفاده کند و از کدام استفاده نکند، کاربر فقط دو گزینه دارد، قبول تمام ویژگی ها و یا عدم نصب برنامه و بی خیال شدن. در آیفون اما شما هیچ وقت فهرستی از مجوز ها را نمی بینید، اما در زمان اجرای برنامه ناگهان با درخواست مجوز روبرو می شوید. اگر مجوز را اعطا کنید اولا یادتان می رود و ثانیا نمیدانید کجا می توانید مجوز را پس بگیرد. اگر هم مجوز را ندهد معلوم نیست برنامه چه واکنشی نشان می دهد. اگر چه روش آیفون امن‌تر است اما کاربردی نیست. بهترین شیوه، تکامل روش آیفون و افزودن ویژگی‌های مجوزهای مقطعی به آن است به نحوی که کاربر بتواند یک ویژگی را به صورت موقت یا دائمی (براساس میزان اعتمادی که به برنامه دارد) اعطا کند
  • انتقال فایل ها
    در این زمینه اندروید قطعا با فاصله بسیار زیادی از iOS، برنده است، شما چندین روش برای انتقال اطلاعات و فایل به گوشی و از گوشی دارید، شما بلوتوث دارید، وای فای دایرکت دارید، وای فای دارید، کابل دارید و دهها برنامه که این کار را برای شما ساده تر هم می کنند، برنامه ها امکان همسانی حتی بدون اجرای مستقیم را دارند و …. اما در iOS انتقال فایل ها بسیار محدود شده و فقط از طریق iTunes با کابل می توانید فایل منتقل کنید (برنامه های دیگر هم براساس iTunes کار می کنند و فقط قدری کار را ساده تر کرده اند) امکان همسانی هم فقط برای اپل وجود دارد و شما نمی توانید برنامه های بنویسید که به صورت خودکار فایل های شما را سینک کند

مجازات رای ندادن؟

ایران‌وایر از قول یک راننده‌ی تاکسی نوشته من تا به حال ۳ دوره رای ندادم و کاری‌م نکردن. نه بازداشت نه زندان.

خدمت راننده‌ی گرامی‌مون بگم که ما رو هم یکبار بازداشت کردن سر رای دادن بازداشت کردن نه به خاطر رای ندادن

گردشگری

گردشگری و توریسم این نیست که به گردشگر، بدبختی‌ها یا خوشبختی‌هامون رو نشون بدیم. گردشگری اینه که اولا لحظات خوبی رو برای کسی که اومده بسازیم و بعدتر، آنقدر اعتماد به نفس داشته باشیم که بذاریم خودشان هرجایی خواستند بروند چه جاهای زیبا و شیک و عالی و چه جاهای غیر شیک، فقیرنشین یا متوسط‌نشین یا هرجایی که خود گردشگر خواست