بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

مبارزه‌دزدی …

خانم شاپرک شجری‌زاده هم رفت

خیلی ساده است، وارد یک مبارزه میشی، برای خودت یک سابقه درست می‌کنی، بعد غیر قانونی از کشور خارج میشی و عملا به دادستان و قاضی گرا می‌دی من دیگه نمیام، هر جور دوست داری حکم بده. بعد هم کاملا تصنعی، ادای ناراحتی از حکم رو درمیاری و بعد هم میری برای پناهندگی بی‌دردسر

من با پناهندگی و مهاجرت هیچ‌کسی مشکل ندارم. هر کی دوست داره بره، بره. حتی شاید خودم هم یک روز مهاجرت کردم. اما کاری این خانم کرد، خیلی نادرست بود چرا که:

  1. یکی از زیباترین مبارزات این مردم رو به راحتی، خرج پناهندگی خودش کرد
  2. هزینه‌ی این حرکت، اعتراض به حجاب اجباری رو در دو جبهه زیاد کرد
    1. اول که الان هر کسی که روسری رو سر چوب بزنه، از نظر عامه‌ی مردم، می‌تونه به هدف رفتن و گرفتن پناهندگی این کار رو بکنه.
    2. دادستانی بدون پذیرفتن هزینه‌ی حکم ۲۰ ساله، عملا در ذهن هر کسی رو که در این راه قدم بذاره، ترس ۲۰ سال حکم رو کاشته

یک نفر مثل مائده هژبری یا هر کس دیگه‌ای، داره زندگی‌ش رو می‌کنه، زندگی عادی و معمولی. ادعای مبارزه هم نداره، داره می‌رقصه یا مهمونی‌ش رو میره. ولی به هر دلیل بهش گیر میدن و اذیت‌ش می‌کنن. این آدم اگر بره و وپناهنده بشه، به هیچ کس خیانت نکرده، زندگی هیچ‌کس رو به خطر ننداخته و احتمال صدور حکم سنگین برای هیچ‌کسی رو زیاد نکرده. این آدم به هیچ حرکت گروهی‌ای پشت نکرده و هیچ حرکتی رو خرج منافع شخصی‌ش نکرده.

ولی کسی که میاد و به یک حرکت اعتراضی می‌پیونده، قاعدتا باید از همون روز اول بدونه داستان چیه، باید بدونه تهش احتمال زندان و تبعید هست، باید بدونه در انتها ممکنه زیاد اذیت بشه. بنابراین خودش رو برای همه‌ی این چیزها آماده کرده. اما گویا شاپرک، از اول به قصد کاهش هزینه و زمان پناهندگی، اومده به این حرکت، از اول نشسته با خودش فکر کرده اگر بخواد مهاجرت کنه نیاز به تخصص داره، یا پول، یا آشنایی که بتونه این کارها رو براش بکنه. بعد نقشه ریخته که میرم حجابم رو مثل بقیه دخترا سر چوب می‌گیرم و بعدش هم سروصدا می‌کنم و بعدش از کشور خارج میشم تا حکمم بیاد و به راحتی پناهندگی می‌گیرم

حالا این وسط وکیل‌ش رو بازپرسی که ایشون باهاش کل‌کل کرده می‌ندازه زندان، مهم نیست. اینکه به دادستان گرای حکم زیاد میده و هزینه رو واسه‌ی بقیه زیاد می‌کنه، مهم نیست.

راستی شاپرک می‌تونست کاملا قانونی از کشور خارج بشه (برای این جور پرونده‌ها ممنوع‌الخروج که نمی‌کنند هیچ، تازه متهم را تشویق به خروج هم می‌کنند) ولی غیر قانونی از کشور خارج میشه تا اشک و آه را زیاد کنه

متاسفانه باید بگم هنوز اول نمایش هست. ازین به بعد باید ایشون رو در برنامه‌های تلویزیونی منوتو و صدای آمریکا و کنسرت گوگوش و خیلی‌های دیگه به عنوان نماد زن رنجور ایرانی ببینیم. دیر نیست که ایشون برای چند ماه ستاره‌ی رسانه‌های تصویری و نوشتاری خواهند شد.

متاسفانه مردم این سرزمین همه‌چیز را تا ته برای خودشون و منفعت شخصی خودشون مصرف می‌کنند. آب، برق، خاک، هوا، نفت، گاز، بنزین، جنگل‌ها و حالا هم اعتماد مردم

سوتی‌های بی‌پایان!!

بعد از تهیه یک دستگاه گیرنده ماهواره بسیار کوچک، برای نصب‌ش به مشکل خوردم.

پشت دستگاه، جای دو تا اتصال به دیوار داشت، ازین اتصال‌ها که باید پیچ رو به دیوار بزنی و بعد اینا رو جا بندازی:

20180618_174446

 

اولین مشکلی که داشتم پیدا کردن پیچی متناسب بود. در واقع تمام پیچ‌هایی که داشتم، بزرگ بودن و گل پیچ یا ساقه‌ی پیچ، جا نمی‌شد. روزی هم که می‌خواستم نصب‌ش کنم، روز تعطیل بود. اون روز به هر ضرب و زوری بود، چند تا ابزارفروشی باز پیدا کردم ولی هیچ‌کدام پیچی در این ابعاد نداشتند. تمام الکتریکی‌ها بسته بودند و البته تمام کسانی که کار موبایل می‌کردند

خلاصه با دو روز تاخیر پیچ‌ها رو با گشتن در بین پیچ‌های یک الکتریکی پیدا کردم و به هر زوری بود، نصب‌ش کردم:

20180618_174434

امروز همین‌جوری چشمم به یک چیزی خورد، گفتم ببینم این چیه و چرا اینجاست و بذارم سرجاش به موقع ازش استفاده کنم:

20180618_174502بعد با خودم گفتم این چیه دقیقا؟ چرا اینجوریه؟ و ناگهان فهمیدم چه سوتی‌ای دادم. خود دستگاه پایه نگهدارنده داشته! اونم با هر پیچی می‌شده بستش، هم راست در میومد، هم دردسر اندازه گیری بین پیچ‌ها رو نداشته و هم حتی چسب دوطرفه داشته

خدایی یکمی دقت بیشتر بد نیست 🙂

البته امروز، محمدثلاث رو هم اعدام کردند، کسی که فکر می‌کنم جامعه درباره قاتل بودن‌ش قانع نشده باشه، همین‌طوری به ذهنم رسید، آدمی که اینقدر سوتی و اشتباه داره، جطور به خودش اجازه میده حکم اعدام یکی دیگه رو صادر کنه؟

 

 

چند محصول خوب ایرانی

من، همیشه دنبال کالای خوب بودم، چیزی که متاسفانه پیدا نمیشه. منتهی اخیرا چند تا کالای خوب رو دیدم که دوست دارم معرفی‌شون کنم

البته همه در حوزه برق و سیم‌کشی و سه‌راه برق هستند:

اولی، چندراه بی‌سیم برق از شرکت تیراژه هست.

20180618_172521 20180618_172524 20180618_172526

 

خب! همانطور که می‌بینید

  1. چهار تا خروجی برق داره، اونم در یک فضای خیلی کم (شخصا دوست داشتم جای لوگوش، یک خروجی دیگه هم می‌داشت!!)
  2. کنار ورودی دوشاخ، پلاستیک کار کرده، فکر می‌کنم امن‌تر شده
  3. جای خیلی کمی گرفته
  4. دوشاخ رو کاملا محکم می‌گیره و تقریبا تمام دوشاخ‌هایی که امتحان کردم رو کمابیش محکم و خوب می‌گیره
  5. خودش هم مجکم در پریز قرار می‌گیره
  6. عمق پریزهاش نسبتا خوبه (نه خیلی زیاده که بعضی دوشاخ‌ها گیر کنند و نه آنقدر کمه که حفاظتی نداشته باشه)

بنابراین من ۱۰ تا ازش خریدم. ۲ تاش رو از مغازه به قیمت ۱۰ هزار تومان و بقیه رو از دیجی‌کالا (http://bit.ly/2HYc9j1) به قیمت ۷.۵ هزار تومان

دومین کالایی که ازش خیلی خوشم آمد، هشت‌راه برق شرکت پارت هست:

20180618_173604 20180618_173611این چندراه یا به عبارتی دقیق‌تر ۸راه برق، برای استفاده در رَک طراحی شده. خطی هستند و البته محافظ هم هست.

  1. نصبش خیلی خیلی راحته (جای پیچ در دو طرف داره که چون دیگه زیر میز نصب‌ش کردم، نتونستم عکس بگیرم)
  2. محافظ هم داره و تنها در صورتی که دوشاخ واردش بشه، محافظ‌های پلاستیکی کار می‌روند (چندراهی بالا اینجوری نبود و ازین جهت، این بهتره)
  3. و از همه مهمتر! ۸ تا راه داره. در دنیای امروز که کلی وسیله شارژلازم داریم (خود من دو تا گوشی + شارژر ساعت + لپ‌تاپ + نمایشگر + چاپگر + هارد + هاب + مودم بی‌سیم + مودم اینترنت (جدا هستند) دارم، که میشه ۱۰ تا!!) البته روی میز من با توجه به این همه نیاز، ۸+۸+۶=۲۲ خروجی برق است (که با توجه به اتصال دو تا ازین چندراه‌ها به بقیه، میشه ۲۰ تا خروجی برق!!)

خلاصه که کالای خوب بخرید!

 

دلار

امروز که دارم می‌نویسم، روز بعد از افزایش قیمت دلار از حدود ۵۰۰۰ تومان به ۵۸۰۰ تومان هست

این نوشته را قطعا کسی نمی‌خواند. یا اگر بخواند هم هیچ اهمیتی برایش ندارد. نوشته‌ی کسی که هیچ تخصصی در اقتصاد جز اندکی تجربه کسب‌وکار، ندارد. اما می‌نویسم چرا که ممکن است سال‌های بعد برای خودم و خیلی‌های دیگر مهم باشد. اگر روزی تصمیم گرفتم وارد سیاست بشوم

گزینه مطلوب من درباره دلار چیست؟

خیلی‌ها معتقدند دولت باید دلار را ارزان بکند، در حالی که من چنین عقیده‌ای ندارم. ارزان شدن دلار، یارانه به تولیدکننده‌ی خارجی و رانت برای واردکننده از جیب مردم است. ممکن است مردم از سر ناآگاهی، فکر کردن ارزش بالای پول ملی، باعث افزایش اعتبار ایرانیان خواهد شد (و اصولا در ایران، این اعتبار به دلایل مختلف خیلی مهم شده) ولی ارزان شدن دلار هیچ سود واقعی‌ای ندارد

از طرفی دیگر، بعضی اقتصاددان‌ها هم معتقدند، دولت باید دلار را گران کند، چرا که با این کار، به تولیدکننده‌ی داخلی، یارانه می‌دهد. من با این هم مخالفم. به دلایل مختلف، از جمله ساختار بازار در ایران، افزایش قیمت ارز، لزوما به معنای افزایش موجودی جیب تولیدکننده‌ی ایرانی یا سرازیر شدن گردشگر به ایران نخواهد شد.

گزینه‌ی مطلوب من، ثبات نرخ ارز هست

اما یک عده هم معتقدند، دولت باید نرخ ارز را ثابت نگه دارد. من با این نظر هم مخالفم! یعنی چی؟ من هم با کاهش و ارزان‌شدن دلار مخالفم، هم با افزایش قیمت و گران‌شدن دلار مخالفم و هم با ثابت نگه‌داشتن آن؟! بالاتر گفتم من با ثبات نرخ ارز موافقم. بین ثبات و ثابت‌نگه‌داشتن، تقاوت زیادی هست!

دولت باید تا جای ممکن، از ورود به نرخ‌گذاری ارز خودداری کند.

اما مگر دولت می‌تواند از ورود به نرخ‌گذاری ارز خودداری کند؟ خیر! تقریبا اغلب صادرات ما، نفت هست. نفت هم در اختیار دولت هست. بنابراین دولت عرضه‌کننده‌ی عمده ارز در ایران هست و بنابراین هر قیمتی که دولت تعیین کند، مبنای تصمیم‌گیری خیلی‌های دیگر هم خواهد بود. بنابراین امکان ندارد دولت ارز را نرخ‌گذاری نکند. این جدای سیاست‌های عجیب و غریب دولت برای نرخ ارز هست.

به غیر از نرخ، نوع و حجم عرضه‌ی ارز، دولت چه کار دیگری می‌تواند برای نرخ ارز بکند.

خیلی دوست دارم بگم «دولت هیچ‌کاری نباید برای نرخ ارز انجام بدهد» اما همانطور که در عنوان این بند، نوشتم، دولت احتمالی من «تا جای ممکن» در نرخ‌گذاری ارز دخالت نمی‌کند. اما به غیر از موضوع عرضه‌ی ارز، تقریبا تمام عوامل تاثیرگذار در نرخ ارز در اختیار دولت هست. بیایید موارد زیر را مرور کنیم:

  1. مهم‌ترین چیزی که الان باعث افزایش نرخ ارز شده (به نظر من) تهدید ترامپ به خروج از برجام (تا ۲۲ اردیبهشت ۹۷) هست. این موضوع چرا به وجود آمده؟ مشکل نظام ایران با غرب، مشکل بنیادین و پایه‌ای هست که متاسفانه تمام دولت‌ها ازش فرار می‌کنند. در حالی که دولت احتمالی من، قطعا به سمت رفع این مشکل قدم برخواهد داشت. همانند کاری در برجام شد، باید در تمامی زمینه‌های عمده‌ی دیگر. حتی با دیپلماسی قوی‌تر می‌توان با گفتگو با کشورهای اروپایی، تا حدی جلوی تررامپ را گرفت.
  2. گفتگوی مستقیم با ترامپ. فرض کنید من الان رئیس‌جمهور بودم، نه تنها تا به حال چندبار با اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل، گفتگوی رودررو و حتی ملاقات داشتم که با ترامپ هم چنین گفتگویی را داشتم. تاثیر این گفتگوها در کاهش تنش‌ها خیلی خیلی بیشتر از ندیدن‌ها و نشنیدن‌هاست.
  3. اگر من رئیس‌جمهور بودم، مهمترین مواردی که انجام خواهم داد، تعهد به آزادی بیان خواهد بود. خب! آزادی بیان چه ربطی به قیمت دلار دارد؟ من از تمامی تاثیرات این موضوع می‌گذرم و فقط تصور می‌کنم رسانه‌ها، بدون هیچ ترسی، بتوانند به من، به عنوان رئیس‌جمهور، در مورد اقتصاد و فساد، مشاوره بدهند. نتیجه‌ی این کار، اقتصادی قوی‌تر خواهد بود. اقتصادی با بهره‌وری بالاتر و ثبات خیلی خیلی بیشتر. و طبیعتا نرخ ارز ثابت!
  4. عمل‌گرایی. متاسفانه ما در ایران دچار بی‌عملی افراطی شدیم. همه از هم می‌ترسیم و برای حرف زدن از هم، هوایی می‌زنیم. رئیس‌جمهور از رهبر می‌ترسد. رهبر از رئیس‌جمهور می‌ترسد و هر دو از مردم و مردم هم از سپاه و رهبر. خلاصه اوضاع چندان مناسب نیست. حالا شاید تعبیر ترسیدن درست نباشد، در فرهنگ ایرانی بهش می‌گیم «احترام». نتیجه‌ی  همه‌ی این کارها، شده «هیچ‌کاری». هیچ‌کس کاری نمی‌کند. همه از فساد و «برادران قاچاقچی» و «دولت با تفنگ» صحبت می‌کنند، اما کسی کاری نمی‌کند. همه درباره نیاز به حذف یارانه‌های صحبت می‌کنند، اما از ترس رای منفی مردم، مجلس و دولت دوباره این پول را چاپ می‌کنند که هیچ، سود سهام عدالت را هم (به مبلغ توهین‌آمیز ۲۶ هزار تومان) واریز می‌کنند. جالب آنکه خیلی از مردم که یارانه‌ی ۴۵ هزارتومانی و سود سهام عدالت ۲۶ هزارتومانی را، توهین می‌دانند، برای خرج کردن‌ش، برنامه دارند. در دولت احتمالی من جایی برای «فقط صبح را شب کردن» نیست! یا می‌توانیم جلوی فساد بایستیم، جلوی عوام‌گرایی بایستیم که می‌ایستیم و گزارش روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و فصل به فصل و سال به سال منتشر می‌کنیم، یا نمی‌شود که اعلام عمومی می‌کنیم و از مردم، یاری می‌خواهیم. مثلا اگر من به جای روحانی، رئیس‌جمهور بودم، از فروردین ۹۳ یک ریال یارانه پرداخت نمی‌شد. نه تنها یک ریال یارانه پرداخت نمی‌شد که بودجه را پالایش می‌کردم و خیلی از هزینه‌ها و رانت‌ها و رشوه‌های پرداختی دولت را قطع می‌کردم. مطمئنا قطع خیلی از بودجه‌ها، هزینه‌های هنگفتی دارد. استیضاح یکی از هزینه‌هاست. دادگاهی شدن یکی دیگر از هزینه‌هاست. توهین و تحقیر و تهدید که نقل و نبات هزینه‌ها خواهد بود. حتی رهاشدن از سمت مردم هم یکی دیگر از هزینه‌ها خواهد بود. آیا مردم کسی را که نه تنها هرروز، سروصدا و دعوا راه می‌اندازد که حتی یارانه‌ی آنها را هم قطع کرده، همچنان حمایت خواهند کرد؟ آن هم در حالی که هنوز برجامی نیست و تازه رئیس‌جمهور، در سازمان ملل با اوباما، دیدار کرده. نمی‌دانم و جواب این پرسش، مشخص خواهد کرد مردم ایران چقدر به دنبال عزت و پول هستند
  5. جلوگیری از کارهای هزینه‌زا. فرض کنید من رئیس‌جمهور بودم و می‌شنیدم عده‌ای جلوی کنسول‌گری عربستان در مشهد تجمع کرده‌اند. در حالی که در حالت عادی به پلیس دستور می‌دادم به هیچ‌وجه از خشونت علیه مردم معترض استفاده نکند و فقط در زمانی که برخی ممکن است کارهای خلاف قانون عمده (مانند آتش زدن بانک‌ها) را انجام دهند، از زور، صرفا برای جلوگیری از بروز موارد خلاف و در حدی که قانون، اجازه داده (و حتی الزام کرده) استفاده کند، اما در این حالت (تجمع عده‌ای جلوی کنسول‌گری عربستان) به پلیس دستور می‌دادم به هیچ‌وجه اجازه تعرض به کنسول‌گری عربستان داده نشود. این دستور را به صورت عمومی، منتشر می‌کردم و پلیس را مسئول نگهداری از اماکن دیپلماتیک اعلام می‌کردم. به پلیس دستور می‌دادم (بله! به عنوان رئیس‌جمهور، دستور می‌دادم) تا زمانی که تجمع، آسیبی به کسی یا چیزی وارد نکرده و مطابق قانون، در حال انجام هست، تنها از کنسول‌گری حفاظت کند و اجازه ندهد آب در دل حاضرین در کنسول‌گری تکان بخورد. وظیفه‌ی انتقال امن افراد به بیرون از ساختمان را فراهم کند. اما در صورتی که کسی قصد آسیب زدن به کنسولگری را داشت، با وی، قانونی، برخورد و بازداشت کنند. حتی بعد از حمله، شخصا به محل کنسول‌گری می‌روم و در صورت امکان، از کنسول، دلجویی می‌کنم (یا دستکم، وزیر خارجه را می‌فرستم). از عربستان، به صورت رسمی، عذرخواهی می‌کنم و دستور برخورد قضایی با پلیس و متجاوزان را خواهم داد (بله! به عنوان رئیس‌جمهور، دستور خواهم داد). البته که به هیچ‌وجه نگران حمله امثال روزنامه‌ی کیهان نخواهم بود. همین کار می‌تواند جلوی گستردگی بیشتر شکاف بین ایران و عربستان را بگیرد و نتیجه‌ی آن را در قیمت امروز دلار شاهد خواهیم بود.
  6. تعیین میزان تعدادی فروش ارز نفتی در بازار آزاد (و نه قیمت آن) در بودجه سالانه، کمک می‌کند بازار بداند اوضاع چطور است. این کار را پس از مشورت با کارشناسان، احتمالا انجام خواهد داد
  7. تا زمانی‌که مشکلات در روابط بین ایران و آمریکا، حل نشود، حتی با هزینه‌ی زیاد، ارز دریافتی از مشتریان نفت را به صورت یورو باید نگه‌داری کنیم. الان بیشتر از ۱۰ ساله که می‌شنویم قرار است پایه‌ی ارزی در ایران به جای دلار، یورو باشد. هیچ نظری نسبت به خوب یا بد بودن آن ندارم. اما تعلل درباره آن را اصلا و ابدا خوب یا حتی خنثی، تلقی نمی‌کنم. باید این موضوع تعیین‌تکلیف شود. اگر من رئیس‌جمهور باشم، این موضوع در اسرع وقت، تعیین‌تکلیف می‌شود

فهرست کارهایی که باید یک رئیس‌جمهور انجام بدهد خیلی بیشتر از اینهاست ولی چه کنم که وقت کم است و کار زیاد و البته من مسئولیت و توانی برای انجام این موارد را ندارم.

تجربه‌ی استخدام

شش ماه در استارت‌آپی به نام همراه‌دکتر به دعوت یکی از دوستان کار کردم. این، اولین تجربه من از استخدام بعد از ۱۵ سال کار برای خودم بود.

در این شش ماه کلی تجربه به دست آوردم که سعی می‌کنم تا جایی که می‌تونم اینجا بیان کنم

  1. برای کسی بمیر که برات تب کنه

    تجربه مهمی که در این شش ماه به دست آوردم، در قالب ضرب‌المثل «برای کسی بمیر که برات تب کنه» به بهترین وجه، بیان میشه. من برای به نتیجه‌ رساندن پروژه، کارهای زیادی کردم، ساعت‌های زیادی از کار خودم زدم، با دوستان و همکارانم، کل‌کل‌های فراوانی کردم، اما نه تنها بازخورد مثبتی نگرفتم که هر بازخوردی از مدیران شرکت گرفتم، بازخورد منفی بود. مثلا بارها بهشون ایرادات کار رو با ذکر مثال گفتم، اما نتیجه برعکس گرفتم، نه تنها کارها درست نشد که بدتر هم می‌شد. به علاوه همیشه نوک پیکان حملات به سمت من نشانه رفته بود و به جای اصلاح روش‌ها، سعی در تخطئه من داشتند.
    بنابراین اولین تجربه‌ای که به دست آوردم، اینه که اگر کسی حاضر نشه برای توصیه‌ها، اهمیت قائل بشه، اصولا نباید بهش توصیه‌ای کرد

  2. برای کسی بمیر که برات تب کنه

    بله، این ضرب‌المثل، بیانگر تجربه دوم هم هست. اگر در شرکتی به تلاش‌های خارج از قرارداد در راستای اهداف شرکت، اهمیت داده نمیشه، اصلا و ابدا نباید تلاشی بکنم. مثلا یک مشکل خیلی خیلی ساده داشت می‌رفت که چندصد هزار تومان خرج بر دوش شرکت بگذارد، از درخواست مشاوره از نیروی متخصص بگیر تا از کارافتادگی و عقب‌افتادن پروژه، من با یکی دو دقیقه مشکل رو برطرف کردم، اما اصلا مدیر شرکت تشکر نکرد (حتی به طعنه چند بار بهش یادآوری کردم که تشکر خشک و خالی را به همراه داشت) در حالی که قاعدتا در شرکت خود من، درصدی از صرفه‌جویی انجام شده نقدا به حقوق کارمند، افزوده می‌شد. مثلا در همین مورد انتظار من دریافت دستکم ۲۰۰ هزار تومان بود چرا که دستکم یک میلیون تومان به پروژه کمک کردم. این رفتار و سیستم پاداش و جریمه، در شرکت ساختارمند، باعث رشد نیروهای قوی و قوی‌تر شدن نیروهای ضعیف و ریزش نیروهای تنبل خواهد شد

  3. یار نفروش به دنیا که بسی سود نکرد آن که یوسف به زر ناصره بفروخته بود

    البته من یار نفروختم، اما در راستای به نتیجه رساندن پروژه و در حالی که دوستم، مدیر پروژه بسیار ضعیف عمل می‌کرد و تقریبا پروژه را با استندآپ کمدی اشتباه گرفته بود، نامه‌ای به رئیس شرکت نوشتم و ازش خواستم من مدیر پروژه بشم. در ابتدا خیلی خوشحال بودم که من حرفم رو گفتم و رئیس پروژه، نامه‌م رو نخوانده یا اگر هم خوانده، توجهی بهش نکرده. اما بعد از دو هفته من شدم مدیر پروژه. دوست من از دستم ناراحت شد و تازه فهمیدم اگرچه دوستم در مدیریت پروژه همانقدر که حدس می‌زدم ضعیف عمل می‌کرد، اما مشکل از جای دیگری بود، مالکین پروژه! بنابراین ای‌کاش نامه را نمی‌نوشتم و پروژه به همان شیوه‌ی قبلی، ادامه می‌یافت

  4. کار خودم را بکنم و تمام

    در حالی به دلایل مختلف، تیم برنامه‌ی سرور از من نظر می‌خواستند (به این دلیل که من تجربه‌ی کار در این زمینه را دارم) من هم به سادگی، در جلسات‌شون شرکت می‌کردم، نظر می‌دادم، حتی در نحوه‌ی کدنویسی نظرم را می‌گفتم. اما همین کارها باعث شده بود همکاران برنامه‌نویسی سمت سرور، نسبت به من حس خوبی نداشته باشند (گویا که کارهای من رو دخالت در کارشون می‌دونستن بدون اینکه دقت کنند از من نظر خواستند/ الان می‌فهمم فقط از من تاییدیه می‌خواستند نه نظر!) علاوه بر این برای کارهای خودم وقت کافی نداشته باشم (هرچند آنقدر سریع برنامه‌ی اندروید را نوشتم که بیکار مانده بودم) به این دو دلیل ازین به بعد هرجایی استخدام بشم، اگر در حوزه نامرتبط از من نظر خواستند، به راحتی درخواست رو رد می‌کنم و اگر درخواست جدی بود (نه صرفا درخواست تایید) فقط با حکم و اعمال در حقوق پرداختی، کاری غیر از کار مد نظر در قراردادم را انجام می‌دهم

  5. در شرکت‌هایی کار کنم که مالکین شرکت، علاقه به چاپلوسی نداشته باشند و چاپلوسان را از خود برانند!

    بله! برخلاف تصور من چاپلوسی فقط در سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی نیست، بلکه در شرکت‌های خصوصی که با پول مالکین و سهامداران خصوصی اداره می‌شوند نیز هست! بنابراین شیوه‌ی رشد در این شرکت‌ها، دانش فنی، تعهد کاری و پیشرفت کاری نیست، بلکه ادعای دروغ دانش فنی، تعهد دروغ و تایید بی‌چون و چرای رئیس شرکت هست. افرادی که دوست دارند چاپلوسی بشنوند و ببینند، به پیشرفت واقعی توجهی نمی‌کنند، بلکه فقط یک پوسته‌ی زبیا را نشان از درون زیبا می‌دانند. این افراد به چاپلوسی می‌گویند تعهد کاری و نمی‌خواهند بی‌عرضگی چاپلوسان را بفهمند. بنابراین باید هرقدر که می‌شود از این افراد دورتر بود. کاری که ازین به بعد خواهم کرد

  6. فقط در شرکت‌هایی کار کنم که ساختار دارند.

    شرکت مد نظر ما در طی نزدیک به یک سال کار، علیرغم اینکه یکی از سهامداران شرکت، بارها و بارها در تبلت چند میلیونی خودش، ساختار شرکت را نوشته بود، اما هیچ‌وقت ساختاری نداشت. کارمندانی مثل من باید با پرسش از آقای الف و خانم ب، می‌فهمیدند چه کسی چه کاره است، چه کسی مدیرعامل است، چه کسی مدیر مالی، چه کسی مدیر نیروی انسانی چه کسی مدیر فنی و چه کسی مدیر پروژه است. جالب اینکه وقتی در قرارداد من نوشته بود آقای فلانی به نمایندگی از شرکت فلان، از دوستم پرسیدم بنویسید فلانی مدیرعامل شرکت فلان و آگهی رسمی شرکت را هم به من بدهید ببینم صاحبان امضا چه کسانی هستند، دوستم تازه از آقای فلانی شنیده بود که من مدیرعامل نیستم و رئیس هیات‌مدیره هستم و مدیرعامل بهمانی هست!!! تازه این مورد، در آگهی تاسیس باید آورده شود. به عبارتی اجبار سازمان ثبت، ایشان را مجبور به تعیین تکلیف کرده است و خودشان در مورد سایر موقعیت‌های شرکت، سکوت اختیار کرده‌اند.

  7. زیر نظر آدم‌های کارنابلد/متوهم کار نکنم.

    در این شرکت بارها این جمله را شنیدم «فلانی {رئیس شرکت} ایده‌های خفنی داره که ما هیچی نمی‌خواهیم درباره‌ش بگیم» در حالی که سالهاست برای من ثابت شده ایده به خودی خود هیچ ارزشی نداره. ایده تنها در صورتی که هم خودش خوب باشه و هم خوب اجرا بشه، ارزشمند خواهد بود. در صورتی که مدیران شرکت توهم داشتن بهترین ایده را دارند، قطعا شرکت، جایی برای رشد و پیشرفت ندارد. همین موضوع در مورد افراد کارنابلد هم صادق هست. این افراد برای اینکه معلوم نشود چقدر ناتوان هستند، همیشه در حال زدن زیرآب بقیه و دلیل آوردن برای عقب‌افتادن‌های متوالی موعد تحویل کارها هستند. در حالی که چیز چندانی بلد نیستند، به توانایی‌های بقیه ایرادات احمقانه می‌گیرند و باعث تاسفه که چون چاپلوس هستند، حرف‌های‌شان پذیرفته می‌شود.

  8. قانون و تعهد

    در قرارداد استخدام به طور واضح نوشته شده بود شرکت باید کارمند را در صورت درخواست بیمه کند. در حالی که اصولا هیچ شرکتی نمی‌تواند از بیمه کردن کارمند خود استنکاف کند، افزودن این بند به قرارداد تحکیم یک حق قانونی هست. اما بعد از شش ماه از استخدام، یکی از مدیران شرکت به راحتی می‌گوید «تصمیم گرفتیم کارمندان را بیمه نکنیم»‍! اصلا انگار نه انگار که تعهد داده شده و باید اجرا شود. این مثالی برای نمایش سطح تعهد مدیران بود. تعهدی که به مشتریان هم داده می‌شود، تعهدی که برای پرداخت به موقع حقوق داده می‌شود، تعهدی که برای تامین نیروهای مورد نیاز داده می‌شود و ده‌ها تعهد دیگر. با کسی که تعهد ندارد به هیچ‌وجه نباید کار کنم

  9. جایگاه افراد حرفه‌ای

    در شرکت مورد بحث، افراد حرفه‌ای، تصمیم‌گیر نبودند. اما افراد کاملا ناآگاه مهم‌ترین تصمیمات را می‌گرفتند. مثلا در حالی که بهترین برنامه‌نویسان جهان، به پرسش «چه پلتفرمی بهتر است» بدون چند صفحه توضیح و کلی تحلیل، نمی‌توانند پاسخ بدهند، رئیس شرکت با چند دقیقه گوگلیدن، تشخیص داده که جاوا بهتر است! چرا که جاوا برای ریزدستگاه‌ها درست شده و در کار ما هم ریزدستگاه‌ها هستند. حالا اینکه اصولا جاوا تقریبا در هیچ ریزدستگاهی استفاده نشده و اصولا دیگه دستگاه‌ها به این صورت، برنامه‌نویسی نمی‌شوند و الان، دوره‌ی چیزنت شده و …. هیچ تاثیری نداره! یعنی چند دقیقه صرف کردن برای خواندن اولین نتیجه گوگل برای عبارت «چرا جاوا از .نت بهتر است؟» معادل ۱۵ سال تجربه کاری من و امثال من بود.
    همین موضوع درباره، کاربردپذیری برنامه هم بود. کسی مسئول کاربردپذیری شده بود که اولا چیزی ازین مقوله نمی‌دانست، دوم، برای امتحانات و مدرسه‌اش و آمادگی برای کنکور، وقتی برای بررسی کاربردپذیری نداشت!!! بله، ایشان فرزند آقای رئیس بودند که قاعدتا هیچ تجربه‌ای نداشتند.
    نقل قولی از بزرگمر میگه «برای از بین بردن حکومت هیچ راهی بهتر از گماردن افراد بی‌مایه به مناسب مهم و گماردن افراد پرمایه به جایگاه‌های پست نیست»

با این اوصاف پس کجا کار بکنیم؟

اگر نیاز مادی دارید، مهم نیست شرکتی این شرایط را دارد یا نه، مهم کسب درآمد برای زنده ماندن هست. اما توصیه‌ی اول من به خودم، نداشتن نیاز مادی هست. (من با توجه به پروژه‌های دیگه‌ای که دارم، نیاز چندانی به حقوق دریافتی از شرکت نداشتم). اما این توصیه برای بخش بزرگی از جامعه اجرایی نیست. اما اگر نیاز به پول دارید، لازم است تخصص داشته باشید. برای نیروی متخصص همیشه کار هست. بنابراین اولین کاری که می‌کنم به دست آوردن تخصص و افزایش تخصصم هست.

با این اوصاف پس چه شرکتی موفق هست؟

در واقع تعداد شرکت‌های موفق خیلی زیاد نیست. از هر ۱۰۰ شرکت تاسیس شده فقط ۵ شرکت بیشتر از ۵ سال زنده می‌ماند. و کمتر از ۳ شرکت به موفقیت می‌رسند. بنابراین با این دید به استارت‌آپ و شرکت مد نظرتون نگاه کنید که به احتمال بالای ۹۰٪ شکست خواهد خورد. اما اگر تیم، روحیه مثبتی داشته باشد، سرمایه‌گذار، مدیر هم باشد، به راحتی احتمال موفقیت به بالای ۵۰٪ خواهد رسید و اگر مدیر شرکت، فردی با چند تجربه موفق دیگر هم باشد، احتمال موفقیت شرکت جدیدش هم به راحتی از ۹۰٪‌ رد خواهد شد

بنابراین شاید ازین به بعد لازم باشد شرکت‌هایی که به دنبال جذب نیرو هستند، فقط به دریافت رزومه نیروها اکتفا نکنند و برای استخدام بهترین‌ها، رزومه‌ی خودشان را هم ارائه کنند

تجربه‌هایی از استخدام بعد از ۱۵ سال…

بعد از ۱۵ سال که برای خودم کار کردم، پروژه انجام دادم و فروختم، چند ماهی هست که در یک شرکت، استخدام شدم

کلی چیزی در این مدت یاد گرفتم، روش‌های کار نکردن، روش‌های بد کار کردن، روش‌های پیشرفت، روش‌های پسرفت و …

به تدریج همه‌شون رو می‌نویسم، شاید هم بیشتر یاد گرفتم و ترجیح دادم ننویسم، اما فعلا فکر می‌کنم بنویسم بهتره

یکی از چیزهایی که تا قبل از این حدس می‌زدم ولی با این شرکت به عینیت رسید، دلیل نداشتن سندیکاهای کارگری و صنفی در این کشور هست

تقریبا همه به هر درخواستی که رئیس شرکت ازشون داره، تن میدن از جمله سفته‌های چند ده میلیونی بی‌دلیل، حقوق‌های دیر و قرارداد یک‌طرفه. جالب اینجاست که از بس این کار انجام شده، تویی که انجام نمی‌دی، عجیبی!

پروژه، اسباب‌بازی صاحبان پروژه

یکی از مشکلات مدیریت پروژه، علاقه صاحبان پروژه به اسباب‌بازی هست!
صاحبان پروژه، اغلب کم‌تحمل هستند (ممکنه در ظاهر خیلی هم صبور باشند) ولی نیاز دارند تا سر خودشون رو با چیزی گرم کنند
لذا همیشه یک کار برای خودشون جور می‌کنند که البته این کارها برای پروژه یک هزینه‌ی خیلی بزرگ است

یک مدیر پروژه خوب باید ازین پروژه‌ها فرار کند. .وقتی صاحبان پروژه، تخصصی در مدیریت پروژه (به صورت عام ندارند) نه تنها درکی از کار مورد نیاز ندارند که با افزایش هزینه، امکان انجام پروژه را از بین خواهند برد

هفت روز اول تناسب اندام، روز هفتم

در روز هفتم، مربی تون رو انتخاب می کنین و بر رخدادهای آینده تمرکز خواهید کرد

من میخوام به این روز به صورت یک چیز ویژه و مخصوص نگاه کنم. امروز هفتمین روز برنامه شروع کننده شما برای تناسب اندام، تغییر بدن و بهبود زندگی تون هست. همه اینها میگن که ما باید کار مشترکمون رو امروز تموم کنیم. هیچ فریبی در کار نیست، من روز ۸ رو ننوشتم. حتی اگر این آخرین باری باشه که با هم کار می کنیم، روز ۷ همچنان فقط شروع هست

ما این راهنما را با ۲ هدف اصلی طراحی کرده ایم:

  1. برای ساختن زیرساخت بهتری که می تونه به شما کمک کنه تصمیمات هوشمندانه تر بگیرید و احساس کنید که می تونید (چرا که می تونید) من اتفاق افتادن این موضوع رو بارها و بارها دیدم. شما می تونین بدنتون رو عوض کنین. مهم نیست شما کی هستین یا شبیه چی هستین
    اگر می خواهید ۵ کیلو کم کنید یا ۵۰ کیلو، اندکی قوی تر بشوید یا ۱۰ کیلو وزن اضافه کنین. اینجا نقطه شروعه.
  2. برای نشان دادن یک چشم انداز واضح که شما رو در رسیدن به هدفتون راهنمایی می کنه. این برنامه طراحی نشده تا موقتا شما رو قانع کنه. این برنامه مقدمه و راه ورود به دنیای فیتنس و تناسب اندام است
    دیگه لازم نیست شبیه یک غریبه باشید، حتی اگر جیزهایی زیادی برای یاد گرفتن داشته باشید. شما جزئی از این راه هستید، فرقی نمی کنه اونو ۲۴ ساعته نفس بکشید یا فقط ۶۰ دقیقه ای که تو باشگاه دارید زور میزنید

بزرگترین مشکل با برنامه های عادی اینه که این برنامه برای مدت محدودی طراحی میشن. اما درسهایی که شما در این دوره یاد گرفتید موقتی نیستند. اونها عناصر کلیدی یک برنامه پایدار هستند.

این شروع یک طرز فکر جدیده. اینجا پایانِ پایان های نومیدانه، سکون و افزایش وزن و نداشتن جهت هست. اینکه کجا میرین کاملا به خود شما بستگی داره. اینکه چقدر دور بشین بستگی به پشتیبانی تیم تون داره. Bodybuilding.com این پشتیبانی رو براتون فراهم می کنه. اگر شما راه حل ما رو یاد گرفته باشین، بنابراین می دونین که برای موفقیت همیشه نیاز به برنامه دارین. اهدافتون رو تنظیم کنین، اونها رو بنویسین. نیاز به راهنمایی دارین که شما رو به هدفتون رهنمون یشه.

وقتی شما افراد مناسبی رو برای تمرین پیدا کنین، چیزهای بزرگی رخ میده. شما در هفت روز گذشته با ما بودین. ما برای بیشتر موندن تون با ما خوش آمد میگیم. Bodybuilding.com به میلیونها نفر کمک کرده است زندگی شان را تغییر دهند. اینجا فقط سایتی برای فقط سلامت بدن و تناسب اندام نیست. اینجا گروهی برای زندگی و نفس کشیدن است که به ایده های شما درباره بدن تون اختصاص داره.

برنامه تون رو هوشمندانه انتخاب کنید

در این سایت برنامه هایی پیدا می کنین که از شما در ۱۲ یا ۱۶ هفته یا زمان بیشتری مراقبت می کنند. فرقی نمی کنه هدفتون چی باشه، حتما یک گزینه براش پیدا میشه. خب حالا قسمت سخت شروع میشه.

5-steps-to-hit-your-goals-1

چه چیزی رو میخواین بهتر کنین؟

میخواین ماهیچه داشته باشین؟ میخواین چربی هاتون رو از بین ببرید؟ میخواین به قدرت و محکمی یک تانک باشین یا یک مدل زیبا؟ همه شون رو میخواین؟ هیچ راه میانبری برای رسیدن به اهداف وجود نداره. وظیفه شما برای شروع، اینه که فقط یک هدف رو انتخاب کنین.

حریص نشین و چند تا هدف رو دنبال نکنین. هیچ وقت سه تا برنامه تمرینی، ۴ تا برنامه غذایی و ۱۲ مکمل غذایی رو در یک زمان تست نکنید. هدفی که پشت همه چیزهای بیان شده در شش روز گذشته است، اینه که برداشت بهتری از چیزهایی که تاثیر گذارن داشته باشین و اینکه هر کدوم چطوری کار می کنند. ما فیلتری براتون ساختیم که می تونین دنیای تناسب اندام رو درک کنین.

الان وقتشه که آموزگار، مربی و تمرینات جدیدی رو انتخاب کنی تا به شما چیزی که لازم دارین رو بدن. در فهرست زیر چیزهایی هست که با توجه به تمرینی که انتخاب می کنین، انتظار دارین:

چربی سوزی

برنامه های چربی سوزی فرق عمده ای با برنامه های ماهیچه سازی یا افزایش قدرت ندارند مگر در دو زمینه؛ تمرینات هوازی و برنامه غذایی

7-day-beginner-trainer-day-7-2

وقتی تلاش می کنین چربی رو کم کنین، تمرینات هوازی و دوره های پرفشار تمرینات، میشن جزئی از برنامه و به سوزوندن کالری بیشتر در طول روز کمک می کنند. در سمت رژیم غذایی، شما کمتر می خورین تا بیشتر به کاهش وزن کمک کنید.

یک برنامه خوب مطمئنا مانع کاهش شدید وزن شما میشه و به شما اجازه میده پروتئین، سبزیجات و چربی هایی بخورید که شما رو سیر نگه می دارن. برای بیشتر آدمها، سخت بخش ذهنی کاهش وزن، همین موضوع هست. خودتون رو برای چالش آماده کنین، به تیم اعتماد کنین تا هر تغییری که در بدنتون ببینین شما رو قوی تر و مشتاق تر به انجام تمرینات سخت تر بکنه

برنامه کاهش چربی برای همه خوب هستند، اما اگر شما می خواین وزن زیادی کم کنین، اما اگر می خواهید وزن زیادی کم کنین، مثلا ۱۰ یا بیشتر،  بهترین راه هستند.

ماهیچه و عضله سازی

اگر شما از فشار خوشتون میاد، برنامه های عضله سازی جایی هستند که می تونین تفاوت رو حس کنین. البته فشار، مقیاس برتری برنامه نیست. وقتی هدف اصلی شما افزایش حجم است، تکنیک ها منجر به حجم و زمان زیاد زیر فشار می شود. (دو تکنیک که بعضی وقت ها راه رفتن رو برای شما در روز بعدی سخت می کنه)

اینها با احساس رشد عضلات و بیدار شدن ماهیچه هایی که حتی شما از وجودشون خبر ندارین، همراه هست. اگر مدتی باشگاه نباشید، این برنامه ها خیلی لذت بخش هست چرا که عضله سازی معمولا سریعه

7-day-beginner-trainer-day-7-3

اگر وزن اضافه خیلی زیادی دارین، برنامه کاهش چربی باید نقطه شروع تون باشه. برنامه عضله سازی برای کسانی خوبه که به صورت طبیعی لاغرن یا اینکه چربی زیادی ندارند

قدرت

مردان عاشق قدرتند. برنامه هایی که باعث افزایش وزنه های اسکات، ددلیفت، یا پرس شکم می شوند، برای بدن شما خیلی خوب هستند. برداشتن وزنه های سنگین به عضله سازی و چربی سوزی کمک می کنه. معمولا این برنامه ها یک معامله دو سر سود هستند که همزمان باعث افزایش عضله میشن و هم باعث کاهش چربی.

برنامه های قدرتی به سمت تکرار کمتر ولی تمرکز و شدت فوق العاده برای زدن وزنه های بیشتر متمایل می شوند و امکان بازیابی به بدن شما می دهند. برای اغلب تازه کارها، برنامه قدرتی ساده بهترین کار هست چرا که با یک هدف ساده طراحی شده است. قوی تر شدن.

وقتی شما قوی تر بشوید، تکنیک های پیشرفته تری وجود دارند که باعث نتایج بهتر می شوند. می تونین وزنه های بیشتری بزنین که باعث نتایج بهتری میشه.

راه پیش رو

هر جهتی رو که انتخاب کردین، برای برنامه، مربی و تاثیر تمرینات و رژیم غذایی روی بدن تون تحقیق کنین. متوجه باشید که روش های زیادی موجود هست. می تونین روی بخش های خاصی از بدن تمرکز کنین. مثلا بازوها. روی یک هدف تمرکز کنین و وقتی بهش رسیدین، نقطه تمرکزتون رو عوض کنین.

7-day-beginner-trainer-day-7-4

اگر احساس کردین دارین به رفتارهای گذشته بر می گردین، به فهرست اساسی تون رجوع کنین. این لیست برای کمک به شما، راهنمایی شما و نگهداشتن شما برای همیشه روی ریل اینجاست. این فهرست رو چاپ کنین و توی جیب یا روی یخچال قرار بدین.

می تونم یک چیز رو به شما قول بدم، راه گم کردن، به مشکل خوردن و نومید شدن، عادی هست. این اتفاقات خیلی بیشتر از اونکه بخوام اعتراف کنم برای من رخ داده. ولی من همچنان اینجا هستم چرا که هیچ وقت اجازه ندادم یک سقوط طبیعی مانع رسیدن من به هدفم بشه. این موضوع اتفاق میفته، مطمئن بشین که همه توان و قدرت تون رو برای ماندن در خط و روی ریل، جمع می کنید.

فهرست

  1. هر روز هدف ها تون رو بنویسید
  2. روزانه ۷-۸ ساعت بخوابید
  3. حداقل ۶ لیوان آب در روز بنوشید
  4. پروتئین را در هر وعده غذایی بگنجانید
  5. در هر وعده غذایی سبزی بخورید
  6. وضعیت تناسب اندام و رژیم غذایی تون رو ثبت کنین
  7. روزی ۲۰ دقیقه پیاده روی کنید
  8. از غذاهای نامناسب پرهیز کنید
  9. با میله کار کنین
  10. شِیک پروتئین درست کنین
  11. یار تمرینی داشته باشید یا به یک گروه بپیوندید
  12. برنامه تون رو انتخاب کنین و روش متمرکز بشین

این اساس کار شماست. احتمالا این فهرست خیلی ساده به نظر میاد و شما زمانی رو که میخواستین اولین گام رو بردارین، به یاد میارین. درآینده شما از تجارب تون برای راهنمایی بقیه به دنیای تناسب اندام استفاده خواهید کرد

شما متوجه شده اید که می خواهید زندگی تون رو به وسیله تیپ تون تغییر بدهید.  درسها به نظر ساده میان اما این اصول ساده می تونن به همه کمک کنن، چرا که واقعا تاثیر دارن.

شما الان اولین گام رو برداشتین، این شروع سفری هست که هیچ گاه به پایان نمی رسد. به یاد داشته باشید، موفقیت، موفقیت می آورد. با شروع چالش، راه تغییر زندگی تون، همین الان شروع شده.

مطالب مرتبط:

تناسب اندام هفت روزه

منبع: +

تمرین ۷ روز فیتنس و تناسب اندام، روز پنجم

روز پنجم به طور کامل به تغذیه اختصاص داره

احتمالا تا الان متوجه شده اید اگرچه داریم وارد روز پنجم برنامه میشیم، اما یک چیز مهم رو جا انداختیم. ما درباره برنامه زمانی وعده های غذایی چیزی نگفتیم، شما می دانید که باید در هر وعده غذایی پروتئین و سبزی بخورید، اما درباره زمان این وعده چیز زیادی نمی دانید

بعد از درس دیروز، شما ایده های بهتری از غذاهایی که باید بخرین دارین، اما الان همه اینها با زمان هم ترکیب میشه

ما چند روز رو هم برای سادگی و گیج نشدن شما صبر کردیم. برای اینکه متوجه بشین چرا پیدا کردن بهترین برنامه اینقدر سخته، باید به سی سال قبل برگردیم.

اون زمانی بود که چربی شد شیطانِ همه شیطانها. دانشمندا ادعا کردن چربی باعث همه چی میشه از چاقی گرفته تا اینکه چرا فلانی نتونست جایزه بهترین سریال رو ببره.

برای خلاص شدن از شر جهان اضافه وزن، مشکلات قلبی و بی نظمی قلبی، صنایع غذایی چربی رو از بوقلمون هم گرفتن. غذاهای جدید شدند: پنیر بدون چربی، بستنی بدون چربی و کلوچه بی چربی. گوشت قرمز و چربی اشباع شده اش رفتن توی فهرست سیاه و تولید کربو هیدرات ها تحت کنترل دراومد

day-5-image-1

خیلی موضوع ساده بود، اگر غذایی چرب نباشه، پس خوبه دیگه. درسته؟

فقط یک مشکل کوچک وجود داره، هر قدر مردم کمتر و کمتر چربی مصرف می کنند، چاق و چاقتر میشن. نرخ چاقی هم داره به طور دائمی بیشتر میشه.

یک بخش از مشکل اینه که جنبش بی چربی باعث زایش انقلاب شکر شده است. به جز چاشنی های چرب غذاها، همه چیز با شکر پر شد. نتیجه یک جامعه پیش مبتلا به دیابتی شد که با هر گاز و لقمه، بیشتر خراب میشد.

ما چربی به اندازه کافی نمی خوردیم. رژیم غذایی شما باید بین ۲۰ تا ۳۵ درصد چربی داشته باشه. چربی شما رو سیر نگه میداره و سوخت و ساز بدن شما رو سریعتر میکنه. احتمال بیماری های قلبی رو کم می کنه، تستوسترون رو زیاد می کنه، ماهیچه ها رو پر تر می کنه، ذهن رو سالمتر می کنه استخونها رو قویتر و سیستم ایمنی رو بهتر می کنه. اگر اینا برای متقاعد کردن شما کافی نیست، باشه، خوبه. رژیم هایی که چربی بیشتری دارند به بهتر شدن فاکتور ریسک های قلبی عروقی، شش ها و کبد سالم تر و  ارتباط داده شده اند.

در حالی که افراد زیادی هنوز از چربی می ترسند، بیم و هراس رفته رفته از چربی به یک دشمن غذایی جدید منتقل شد، کربوهیدات. در ۲۰ سال گذشته، جنبش کربوهیدارت کم، نان و پاستا (ماکارونی) رو به غذاهای نامطلوب رژیم های غذایی کاهش چربی تبدیل کرده. در حالی که غذاهای با کربوهیدارت پایین قطعا سالمترند، حذف کامل کربوهیدرات از زندگی کار نالازمی هست. اگر شما می خواهید ماهیچه بسازین، کربوهیدارات ها به عنوان بخشی از برنامه غذایی لازمند.

پس چیو باید ترک کنین؟ خیره ای؟ زل زدی؟ گیجی؟ میخوای دونات بخوری؟

حجم اطلاعات نادرست، برنامه ریزی وعده غذایی شما رو سخت می کنه. ما اینجا هستیم تا کمک کنیم. تعیین کردن اینکه چی بخوریم، کی بخوریم و چقدر بخوریم یک کار خیلی سخت نیست. رژیم های غذایی زیادی وجود دارند که کار می کنند و خیلی ها هم کار نمی کنند. تصمیم ساز واقعی شما هستید. برنامه ای رو تنظیم کنید که ساده اجرا بشه و تحمل کردن ش هم سخت نباشه.

مدیر وعده ها

دو چیز پایه ای رو توی رژیم غذایی تون قرار بدین، پروتئین و سبزیجات. ما تمرینات لازم رو از روز دوم انجام دادیم. به پیش برید. ما می خواهیم شما به مقداری که لازم است بخورین براساس میزان فعالیت تون برسید.

day-5-image-3

در روزهای که شما وزنه ها رو بر می دارین، کربوهیدارت بیشتر بخورین. در روزهای دیگر کربو هیدرات کمتر بخورین. سایر چیزها ثابت می مونن. همچنان پروتئین زیاد بخورین، سبزیجات لازم هستند و از چربی پرهیز نکنین.

در روزهای تمرین:

  • در هر وعده غذایی پروتئین و سبزیجات بخورین
  • قبل از تمرینات اندکی کربوهیدارت بخورین، مثلا نصف لیوان پلو (برنج) یک قطعه میوه یا یک کاشه بلغور جو
  • بعد از تمرین، یک وعده پزوتئین و سبزیجات و حتی یک میوه یا یک کمی کربوهیدارت پروسس نشده (مثلا سیب زمینی یا برنج) بخورین
  • در وعده هایی که کربوهیدارت نمی خورین، ترکیبات پروتئین و چربی مصرف بکنین

day-5-image-2

در روزهایی که تمرین نمی کنین:

  • در هر وعده، پروتئین و سبزیجات مصرف کنین
  • سعی کنین از کربوهیدرات های نشاسته ای پرهیز کنین. در عوض چند تا قطعه میوه بخورید
  • مطمئن بشین مصرف چربی تون به اندازه کافی زیاد باشه. از غذاهایی مثل تخم مرغ، ماهی چرب (سالمون) و آووکادو مصرف کنین یا میان وعده هایی مثل بادام یا کره های متفاوت آجیل ها استفاده کنین

چند بار در روز باید غذا بخورید؟

day-5-image-4b

شما به این سئوال جواب بدین، نه جدی می گم، شما بهش جواب بدین. این انتخاب شماست. پژوهشگران کانادایی نقش تعداد وعده های غذایی رو برروی کاهش چربی، افزایش ماهیچه و احساس سیری بررسی کرده اند.

اونها چیزی پیدا کردند که برای اکثر مردم شگفت انگیز است، اینکه چند بار در روز غذا می خورید هیچ تاثیری نداره. اگر غذاهای درست در حجم درست بخورید، دارای تیپ ایده آل خواهید شد.

میدونم دارید به چی فکر می کنید. آیا وعده های بیشتری خوردن، سوخت و ساز بدن شما رو بیشتر نمی کنه؟ خب، نه حقیقتا. سوخت و ساز بدن شما بیشتر براساس چیزهایی که می خورید تغییر می کنه تا تعداد وعده هایی که می خورید. شما تحت کنترل منوی روزانه تون هستید.

اگر شما دوست دارید در هر وعده حجم زیادی غذا بخورید و دوست ندارید در حجم های کم بچرید (!) به صورت همان سه وعده سنتی بخورید. اما اگر می خواهید تعداد وعده های غذایی بیشتری بخورید، بنابراین سه وعده غذایی و ۱ تا ۳ میان وعده بخورید.

درباره حجم هر وعده دقت کنید. اگر هر وعده بیشتر از کف دست شما باشد، بزرگ شدن شکم شما تضمین خواهد شد.

مهم هست چه زمانی غذا بخوریم؟

day-5-image-5

فرقی نمی کنه ۵ صبح بخورید یا ۱۰ شب، در هر حالت اصول اساسی یکسانی وجود دارد. برروی چیزی که می خورین و مقدارش تمرکز کنین تا به نتیجه برسین.

هنرپیشه های هالیوود درباره نشان دادن وابستگی شکمهای شش تکه با سر ساعت غذا خوردن، بدنام هستند. اونا کربوهیدارت بعد از ساعت ۷-۸ شب رو حذف می کنن (یا حتی همه غذاها رو ). این عالیه اگر برای اونا کار می کنه، اما هیچ چیز نیست که ساعت کنه خوردن غذا در انتهای شب بدن شما رو چاق می کنه. این شیوه کاری نمی کنه.

اگر شما به خوشگذرونی آخر شب حساس هستید،می تونین غذاهای آخر شب رو حذف کنین. بهترین برنامه ها هم منعطف هستند هم قابل تحمل.

غذاخوردن آخر شب شما رو چاق نمی کنه. پژوهشگران اسرائیلی، کشف کرده اند کسانی که بیشترین کالری رو آخر شب می گیرن، در واقع چربی بیشتری کم می کنند و کمتر گرسنه می شن و کمتر هوس غذا می کنن.

اینا از یک قانون ساده نشات می گیره، پروتئین و سبزیجات بخورین.

کربوهیدرات ها را با غلات، برنج، میوه یا سبزیجات، قبل و بعد از تمرینات، ترکیب کنید و مصرف کنید. از خوردن چربی همراه گوشت، لبنیات، آجیل و روغن ها نترسید. تا زمانی که وعده های غذایی شما در کنترل شماست، شما نباید درباره خوردن در زمان اشتباه، نگران باشید

درباره مکمل ها چطور؟

وقتی شما برنامه ای را آغاز می کنید، بهتره مصرف مکمل ها تون رو هم مثل سایر چیزها کنترل کنین و ساده نگهش دارین. ساده است تا درباره تمام چیزهای محتمل هیجانزده بشین و تعجب کنین یک کمی کمک چکار می تونه برای بدنتون بکنه. چیزی که درباره مکمل ها باید بدونین اینه که اونا برای پر کردن شکاف های موجود در برنامه فیتنس شما به وجود آمده اند.

تمرین و رژیم غذایی همیشه نتایج متناوبی رو ایجاد می کنند. مکمل ها این اطمینان رو به شما میدن که شما هیچ ضعفی توی برنامه تون ندارین. همزمان که با بدن تون و نیازهاش بیشتر آشنا میشین، باید بقیه گزینه ها رو هم در نظر بگیرین. مانند فرآورده های قبل از تمرین یا شتاب دهنده هایی مثل کراتین.

برای شروع ما سه مکمل زیر را پیشنهاد میدیم:

  1. پودر پروتئین. شما به پروتئین در برنامه غذایی روزانه تون نیاز دارید. بعضی وقت ها بودجه یا زمانبندی شما برای خوردن یک مرغ کامل و تامین نیازهای بدنتون کفایت نمی کنه. پودرهای پروتئین راه موثر و کم هزینه ای برای رسیدن به هدف های تامین پروتئین تون هست
  2. روغن ماهی. این مکمل جادوی همه چیز در یک جا هست. سلامت قلب رو بهبود می بخشه، تری گلیسیرین رو کم می کنه، کمک می کنه بعد از تمرینات سخت، خودتون رو بازیابی کنین و به سلامت مغز کمک می کنه
  3. مولتی ویتامین. جز اصلی مکمل هاست. رژیم غذایی بهبود یافته شما بدونه شک هر چیزی که بدن تون لازم داشته باشه، خواهد داشت، اما مولتی ویتامین به شما اطمینان میده بدن شما هر چیزی رو که لازم داره، دریافت می کنه. بهش به صورت بیمه رژیم غذایی نگاه کنین

day-5-image-6

فهرست کارهای روزانه:

یادآوری: شما باید تمرینات سری ب را بعد از استراحت دیروز، انجام بدهید. برای اینکه یادتون بیاد چی بوده، اینجا رو کلیک کنید.

  1. هدف ها تون رو بنویسید
  2. ۷ تا ۸ ساعت بخوابید
  3. روزانه حداقل ۶ لیوان آب بنوشید
  4. پروتئین رو در هر وعده غذایی تون قرار بدین.
  5. در هر وعده غذایی سبزیجات بخورید
  6. فیتنس و غذاهایی که می خورین رو ثبت کنین.
  7. بیست دقیقه پیاده روی کنین.
  8. از غذاهای چرند بپرهیزید
  9. لوله فومی

    اگر شما هیچ وقت درباره لوله فومی (foam rolling) نشنیده اید، الان وقتشه که باهاش آشنا بشین. این روش پیام به خود، یک تکنیک موثر هست که می تونه قبل و بعد از تمرین یا حتی در روزهای غیر تمرینی اعمال بشه. همه چیزی که شما نیاز دارید یک میله فومی یا لوله PVC هست. و سپس کشیدن این لوله روی جاهای کلیدی خاصی هست – ران ها، باسن، روی پاها، پشت رانها، پشت و قفسه سینه.

فقط ۱۰ تا ۱۵ دقیقه از وقت شما می تونه روش حرکت تون رو بهتر کنه. اینکار تنش رو در بدن شما کاهش میده، قابلیت انعطاف و تحرک شما رو بهتر می کنه، درد ماهیچه ها رو کم می کنه و قدرت شما رو برای برداشتن وزنه های بیشتری، افزایش میده. هشدار می دهم، این فرآیند، راحت نیست، اما وقتی که انجامش دادین، بدن شما احساس خیلی بهتری برای کارهایی که باهاش می کنین، خواهد داشت. برای آشنایی با نحوه کار لوله فومی، اینجا را ببینید.

  1. مخلوط پروتئینی درست کنید.

    برای اغلب مردم، درست کردن شیک (مخلوط) پروتئین، آیین ورود به دنیای فیتنس و تناسب اندام محسوب میشه. هیچ جادویی درباره پودر پروتئین وجود نداره. لذت بردن از این نوشیدنی، شما را فورا تبدیل به غول نمی کنه. پودر پروتئین، کالری کمی داره، پر از پروتئینه و روی عضله سازی تاثیر مثبت داره. رژیم گیرندگانی که مخلوط (شیک) پروتئینن رو به صورت یک برنامه روزانه تهیه کرده و می نوشند، دو برابر نسبت به کسانی که کالری برابری دریافت می کرده اند، اما شیک پروتئین نمی خورده اند، چربی کم کرده اند. این پژوهش ها در مجله تغذیه چاپ شده است.

از کجا شروع کنیم؟

  1. یک نوشیدنی را انتخاب کنید. من شیر بادام یا آب رو پیشنهاد میدهم. هشت اونس (۲۲۵ گرم) اضافه کنید
  2. یخ اضافه کنید، ۴ تا ۶ قطعه یخ به نظر خوب میاد
  3. ۱ تا ۲ قالب پودر پروتئین اضافه کنید (در بسته بندی ها، قاشق قالب قرار داده شده است)
  4. چربی بهش اضافه کنید. مثلا یک مشت کوچک آجیل یا یک قالب روغن بادام
  5. یک میوه اضافه کنید. موز، توت فرنگی یا بلوبری، همه گزینه های مناسبی هستند. برای اینکه مزه اش بهتر هم بشه، میوه ها رو یخ زده اضافه کنید
  6. سبزیجات اضافه کنید. بله! اسفناج یا کلم. نگران نباشید، متوجه مزه شون نمی شوید. اما بدنتون حسشون خواهد کرد
  7. مخلوط کن رو روشن کنید و حالشو ببرید!

منبع: +

آیفون

۱۵ نکته حرفه ای برای خرید گوشی موبایل

توجه: اشتباه نکنید! این یک راهنمای فنی انتخاب گوشی نیست. قوانینی است که اگر رعایت کنید کلاه سرتان نمی رود. فقط هم در ایران کاربرد دارد و بخصوص تهران!!

۱- گوشی خود را قبل از اینکه به بازار بروید انتخاب کنید و هرگز در لحظه خرید انتخاب نکنید. سایت های زیادی هستند که در رنج قیمت دلخواه شما گوشی هایی را که می توانید بخرید لیست می کنند و مشخصات فنی شان را مقایسه می کنند و نظرات کاربران را منعکس می کنند. وقتی انتخاب تان را کردید و به تصمیم قطعی رسیدید هرگز پای معامله نظرتان را عوض نکنید. دهن بین هم نباشید. اگر فروشنده انتخاب شما را اشتباه می داند و گوشی دیگری پیشنهاد می کند مطمئن باشید که سود او در گوشی که معرفی می کند بیشتر است. پس در مقابل پیشنهادش مقاومت کنید و به خودتان بگویید من با مقایسه دقیق تصمیمم را عاقلانه گرفته ام و نظرم عوض نمی شود.

۲- اگر قصد مقایسه قیمت فروش اینترنتی گوشی را با بازار دارید توجه کنید که به قیمت های اینترنتی معمولا هشت درصد مالیات و عوارض ارزش افزوده اضافه می شود. در صورتیکه فروشگاه ها این مبلغ را اضافه نمی کنند.

۳- از محل معتبر خرید کنید. از دستفروش هرگز نخرید حتی اگر نصف قیمت باشد. چون ممکن است یا جنس تقلبی بیاندازند یا جنس دزدی. اگر از بازار علاالدین خرید می کنید خیلی خیلی هوشیار و مراقب باشید چون احتمال اینکه سرتان کلاه بگذارند بالاست.

۴- اگر قصد خرید گوشی با گارانتی را دارید حتما گارانتی اصلی آن را بخرید. هر برندی در بازار توسط چند شرکت وارد کننده گارانتی شده که خدماتشان با هم متفاوت است. در موردش اطلاعات کسب کنید و گارانتی فرعی نخرید.

۵- قبل از خرید حداقل از چند جا قیمت کنید تا قیمت گوشی دستتان بیاید.

۶- قیمت را اینطوری بپرسید: گوشی فلان با گارانتی فلان قیمت تمام شده چند؟ وقتی فروشنده قیمت داد (انداخت!) بگویید نه رجیستر می خوام و نه برنامه. این قیمت آخرتان است؟ معمولا در جواب این سوال اکثر فروشنده ها دبه می کنند و قیمت را بالا می برند. اگر نپرسید بعد از باز کردن پک از شما مبلغی حدود ۵۰ تومن بابت رجیستر و همین قدر هم بابت نصب برنامه مطالبه می کنند و آن موقع دیگر دیر است که بگویید رجیستر و برنامه نمی خواهم.

۷- رجیستر کردن یک دروغ بزرگ است. فروشنده هایی که به اسم رجیستر مبلغی می گیرند و پشت میز پیشخوان وانمود می کنند کاری انجام می دهند در واقع هیچ کاری نمی کنند غیر از کلاه گذاشتن سر شما. توجه کنید که صدور فاکتور رسمی و تکمیل فرم گارانتی جزو وظایف شان است و بدون دریافت هزینه باید انجام دهند. اسم این کار رجیستر نیست.

۸- وقتی سر قیمت با فروشنده به توافق رسیدید و قیمت نهایی برای شما کاملا مشخص شد ازش بخواهید قبل از باز کردن پک گوشی آن را به شما بدهد. خوب آن را بررسی کنید و به جای هولوگرام و پلمپ دقت کنید و مطمئن باشید گوشی باز نشده است. چون ممکن است خیلی راحت گوشی دست دوم را جای نو به شما بیاندازند.

۹- قبل از باز کردن پک با فروشنده شرط کنید اگر عیبی چه از نظر ظاهری یا عملکردی داشت گوشی را نخواهید خرید. اگر از اول طی نکنید و ایرادی داشته باشد فروشنده خواهد گفت پک را باز کرده ام و الان مال شماست و هر ایرادی دارد ببرید گارانتی.

۱۰- بعد از باز کردن پک، گوشی و محتویات آن را به دقت بررسی کنید. هم از لحاظ سلامت ظاهری و هم از لحاظ اینکه لوازم جانبی آن کامل باشد بررسی کنید. شماره بگیرید و کیفیت صدای مکالمه را چک کنید. تا جایی که سر در میاورید امکانات گوشی را چک کنید.

۱۱- وقتی سیم کارت خود را به فروشنده می دهید تا داخل گوشی بیاندازد چشمتان به دست او باشد. مورد بوده که در حین انداختن سیم، باطری اصلی گوشی را کش می رفته و یک باطری بی کیفیت جای آن می انداخته!

۱۲- گوشی را که روشن کردید با شماره گیری *#۰۶# شماره سریال یا IMEI گوشی را بگیرید و با شماره ای که در پشت گوشی و روی جعبه آن است مقایسه کنید که حتما یکی باشند. در صورت هرگونه مغایرت گوشی را نخرید. چون ممکن است چند ماه دیگر از شما شکایت شود و وقتی رفتید دادگاه، شاکی که جعبه اصلی گوشی را دارد ادعای مالکیت گوشی را نموده و از دست تان در میاورد!!

۱۳- حتما از فروشنده بخواهید شماره سریال مذکور را روی فاکتور درج کند و فاکتور حتما دارای مهر و امضا باشد.

۱۴- بابت نصب برنامه پولی ندهید. اگر به اینترنت دسترسی دارید خودتان دانلود و نصب کنید. بابت کاری که ده دقیقه طول می کشد پرداخت پنجاه شصت هزار تومان عاقلانه نیست. اگر بلد نیستید از کسی راهنمایی بخواهید. نهایتاً اگر چاره ای نداشتید و مجبور بودید این خدمات را بخرید حداقل از جایی که گوشی را خریده اید نباشد.

۱۵- هرگونه لوازم جانبی که لازم دارید از قبیل بامپر و کیف و محافظ ضد خش برای خریدش عجله نکنید. اینها را از جایی که گوشی را خریده اید نخرید. گول بازارگرمی فروشنده را نخورید و بهش بگویید لازم ندارم یا بعدا می خرم. چون مبلغ زیادی برای گوشی هزینه کرده اید مبالغ جزء به چشمتان نمی آید و فروشنده از موقعیت سوءاستفاده کرده و محافظ ضدخش هشت هزار تومانی را سی هزار تومان می اندازد. معمولا سودی که فروشندگان از انداختن لوازم جانبی در این موقعیت ها می کنند بیشتر از سود فروش خود گوشی است! باور کنید اگر بیایید بیرون و چند مغازه دیگر را هم ببینید هم ارزان تر خرید خواهید کرد و هم تنوع بیشتری برای انتخاب بهتر خواهید داشت.

منبع: +