چرا با گران شدن بنزین مخالفم؟ و چرا با آزاد شدن قیمت بنزین موافق؟

به گمانم در عنوان مطلب، مشخصا تمام حرفم را زدم.

(پیش‌نویس اولیه)  امروز از ساعت ۰ بامداد قیمت بنزین در ایران از ۱۰۰۰ تومان به ازای هر لیتر به ۱۵۰۰ تومان برای بنزین سهمیه‌ای و ۳۰۰۰ تومان برای بنزین آزاد افزایش یافت. اما من با افزایش قیمت بنزین مخالفم.

چرا با افزایش قیمت بنزین مخالفم؟

این افزایش قیمت همچنان همان مشکلی که سالهای سال است که وجود دارد را تکرار می‌کند. این مشکل یکی از پایه‌ای‌ترین ایرادان اقتصاد ایران است. «تعیین قیمت دولتی» بلایی است که بر سر اقتصاد چندصدساله‌ی آزاد ایران آمده. وقتی قیمت بنزین را دولت تعیین می‌کند در واقع بزرگترین و پولدارترین و عظیم‌ترین بنگاه اقتصادی کشور سیاست‌های واقعی‌اش را اعلام می‌کند. این سیاست‌ها تمام بازیگران دیگر را مجبور به واکنش می‌کند. تعیین قیمت بنزین یعنی پذیرش یک فاز دیگر از افزایش قیمت همه‌چیز. یعنی دولت مجبور می‌شود یکبار دیگر سیاست شکست‌خورده‌ی تعیین قیمت برای همه چیز را تکرار کند از گوشت و سبزی تا لاستیک و پوشک، از نان و پنیر تا قیمت عینک. همه‌چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مردم، بنگاه‌های اقتصادی و حتی خیلی از بازرگانان غیر ایرانی هم خودشان را برای استفاده‌ی حداکثری یا فشار حداقلی این سیاست تطبیق می‌دهند.

در نتیجه دولت به هیچ وجه نباید برای بنزین قیمت تعیین کند.

چرا با آزادسازی قیمت بنزین موافقم؟

وقتی بنزین هم یک کالا مثل سایر کالاها باشد تغییرات قیمت آن، تاثیری مانند تغییرات قیمت سایر کالاها خواهد داشت. گران شدن یا ارزان شدنش از نگاه مردم و بازرگانان سیاست دولت تعبیر نمی‌شود و سفره‌ای دیده نمی‌شود که همه خواهان بهره‌مندی از آن شوند. بلکه هرکس به میزان نیازش از آن استفاده می‌کند و البته بهایش را هم پرداخت می‌کند.

آیا آزادسازی قیمت بنزین ممکن است؟

جواب ساده‌ی من «نه» است. دولت در ایران چه احمدی‌نژاد چه روحانی چه حتی خاتمی، می‌ترسد تصمیمات اساسی بگیرد. بهترین طرح را دولت خاتمی داشت، افزایش پلکانی قیمت بنزین! که باز هم تعیین قیمت توسط دولت بود.

دولت‌ها در ایران علاوه بر ترس از تصمیم‌گیری، مخصوصا تصمیمات بزرگ و مهم اقتصادی، توانایی انجام چنین کاری را هم ندارند. دولتی که بهترین نیروهایش را کنار می‌گذارد و از تمامی عقلا و متخصصین جامعه استفاده نمی‌کند توانایی گرفتن و انجام تصمیمات بزرگ اقتصادی را ندارد

پس چه باید کرد؟

به زبان ساده، قبل از دولت، مردم باید تصمیم بگیرند به زندگی کج دار و مریز کنونی می‌خواهند ادامه بدهند یا می‌خواهند هزینه‌ی واقعی زندگی را به جای جیب همگانی از جیب شحصی بپردازند و البته که زندگی بهتری داشته باشند. اگر مردم چنین تصمیمی را بگیرند باید دولتی بر سر کار بیاید که تصمیمات بزرگ را همان اول بگیرد. آزادسازی قیمت بنزین یک تصمیم بزرگ اقتصادی‌ست که مخالفان زیادی دارد. بخشی از مردم نه تنها بنزین ارزان را حق خود می‌دانند که معتقدند دولت باید قیمت بنزین را کمتر هم بکند چرا که ایران برروی ذخایر عظیم نفت است. بخشی دیگر اما، معتقدند دولت پول حاصل از گران کردن بنزین را خرج خوشگذرانی خودش می‌کند و بنابراین چه بهتر که ما آن را بسوزانیم تا لبنانی‌ها و عراقی‌ها و … (صرف نظر از درستی این موضوع) بخش دیگری از مردم اما به بازار آزاد معتقدند (که سنت همیشگی ایران بوده)

برای رفع این مشکل باید مردم تصمیم خود را بگیرند. سیاست فعلی در ایران عمدتا برروی خواسته‌های دو گروه اول و دوم چرخیده و علیرغم اینکه گران کردن بنزین به نام گروه سوم نوشته می‌شود اما هیچ نزدیکی به تفکرات گروه سوم ندارد.

مردم چطور تصمیم خود را می‌گیرند؟

فرض کنید بدون نظارت احمقانه‌ی شورای نگهبان، همه‌ی ایده‌ها بتوانند در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شرکت کنند. اگر فردی وارد انتخابات شد و حرف از آزادسازی قیمت بنزین زد و مردم هم به او رای دادند، تصمیم جمعی گرفته شده است

آیا به صرف گرفتن تصمیم جمعی برای آزادسازی قیمت بنزین، این کار انجام می‌شود؟

خیر! دولت باید این تصمیمات بزرگ را با مردم بگیرد و به گونه‌ای بگیرد که کمترین فشاری به اقشار آسیب‌پذیر وارد نشود. پیشنهاد من اینست که دولت باید ابتدا پایگاه‌داده‌ی وسیعی از اطلاعات درآمدی و هزینه‌ای تک‌تک افراد جامعه ایجاد کند به نحوی که مشخص بشود چه کسانی نیازمندند و چه کسانی توانگر، چه کسانی شغل دارند، چه کسانی نیاز به آموزش برای شغل دارند و چه کسانی نمی‌توانند کار کنند. هر کس چقدر نیاز دارد و به این ترتیب دولت باید بسته به توانش (و نه با چاپ پول) سطح حداقل رفاه را فراهم کند. حداقلی از خوراک، پوشاک، مسکن. (سطح اول هرم مازلو و البته با وجود این ۳ مورد مردم مشکل جنسی، نیاز چهارم سطح اول مازلو را خود برطرف می‌کنند) مسکن اعطایی نباید تملیکی یا حتی اجاره‌ی طولانی مدت باشد، خدمات اعطایی نباید به صورت یک‌طرفه باشد بلکه باید افراد برای احراز شغل آموزش ببینند. (مگر افرادی که توانایی کار ندارند)

وقتی دولت پایگاه‌داده را ایجاد کرد براساس اطلاعات پایگاه داده باید نسبت به آزادسازی پلکانی قیمت بنزین و همزمان گستردن چتر رفاه حداقلی برروی نیازمندان (خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و درمان) اقدام کند.

افزایش پلکانی قیمت بنزین، به صورت کاهش سهم دولت از قیمت بنزین آزاد عرضه شده به صورت دوره‌ای (سالیانه یا ماهانه) است